تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
نهج سابق بايد معمول داشت .
39 : سؤال : آيا شخصي ملكي وقف نمايد واز منافع آن قرارداد نموده كه متولى بعد از وفات واقف به جهت أو استيجار صوم وصلات نمايد . همچه وقفى وقف بر نفس است ؟ يا اخراج از نفس در اين صورت صادق مىآيد ؟ آيا مجموع منافع از اين قبيل باشد يا بعض آن ، تفاوت دارد ؟ جواب : ظاهر اين است كه داخل ( وقف بر نفس ) است با شرط انتفاع خود از آن وهر گاه منحصر باشد بر اين ، عيبى ديگر هم دارد كه ( منقطع الأول ) است . چون ما دام الحيات ، موقوف عليه ندارد . واظهر اين است كه كل وبعض فرقى ندارد .
40 : سؤال هر گاه شخصي اقرار به وقفيت ملك موروثى خود نمايد . وبعد ادعا نمايد كه متولى وقف مرا گول داده . وشخص مقر نيز عامي است واين ادعا در حق أو مستبعد نيست . آيا مسموع است يا نه ؟ - ؟ . وبر تقدير سماع ، آيا يمين كه متوجه است ، متولى را قسم متوجه نمىشود ؟ يا مىشود ؟ . وهر گاه مدعى مزبور قسم خورد مىتواند ملك مزبور را متصرف گردد ؟ . اشاره اجمالية به جواب مع تعيين أدله خواهند فرمود . جواب : گويا مراد سائل اين باشد كه متولى با ابراز وقف نامه وأمثال آن وارث را گول زده وأو به سبب جهالت وناداني ( بر اين ) كه وقفنامچه بمجردها حجت شرعيه نيست ، اقرار كرده . هر گاه چنين باشد ، از اين جمله سخنان مسموعه است در حق كسى كه از شأن أو جهالت باشد . ودر حكم دعوى است وقسم متوجه منكر مىشود . ومتولى هر چند من حيث إنه متولى قسم متوجه نشود به أو بر نفس وقفيت . ولكن بر نفى تغرير مىتواند قسم خورد . چون دعوى متوجه أو است . وهر گاه متولى خود موقوف عليه باشد اشكالى در جواز قسم خوردن أو نيست . واز براي ايشان رد قسم هم جايز است .
41 : سؤال : فقها در كتب فقهية صدقه را از جملهء عقود شمرده اند . وتصريح كرده اند به لزوم ايجاب وقبول . وخلاف صريحى هم در كلام ايشان نيست . واين چگونه جمع مىشود با اينكه فقه را منقسم كرده اند به ( عبادات ) و ( عقود ) و