تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مادرى ، را بر برادر پدرى مقدم داشته اند . آيا برادرزاده پدر [ و ] مادرى رسد مىبرد ؟ يا عم پدرى ؟ . وتا حال چنين مقدمه نشده است . جواب : از مسأله أولى : هر گاه اين عنوان قاعده مستمره بوده . كه هر يك از موقوف عليهم كه فوت شود بنا به اين باشد كه به وارث ذكور أو كه منسوب به واقف باشد از جهت پدر ، منتقل شود . در صورت مزبوره كه از متوفى عم پدرى وابن عم پدرى [ ومادرى ] مانده با خال ، ظاهر اين است كه به عم پدرى مىرسد . چون اظهر در مسأله " ميراث عم پدرى با ابن عم پدرى ومادرى " در صورتي كه خال موجود باشد اين است كه ابن عم محروم است از ميراث . وچون اين مسأله اجماعيه خلاف أصول وقواعد است اكتفا مىكنيم در آن به مورد نص واجماع ، كه آن صورتي است كه وارث منحصر باشد در يك عم پدرى ويك ابن عم پدرى ومادرى [ ى ] ، لا غير . اما جواب از مسأله ثانيه : اين سؤال را نفهميدم . واگر مراد همان سؤال از عم وابن عم است ، جواب همان است كه مذكور شد . واگر مراد سؤال على حده است كه در صورت فوت موقوف عليه برادر پدرى از أو بماند وبرادر پدر مادرى ، چه بايد كرد ؟ جواب اين است كه برادر پدر [ و ] مادرى ، مقدم است .
37 : سؤال : زيد املاكى چند وقف كرد بر أولاد خود ، به اين نحو كه بعد وضع مصالح آن املاك وخراج ديوان ، عشرى از منافع آن را متولى متصرف شود ، وعشرى را به مصرف زوار عتبات برساند ، وتتمه را ما بين أولاد ذكور وإناث قسمت كند . وآن املاك در بلاد بعيده است واز يد موقوف عليهم بيرون رفته است . ومدت مديدى است كه غاصب متصرف است ، وانتزاع ممكن نيست . آيا جايز است كه موقوف عليهم بيع كنند ودر عوض آن ملكي در محل سكناى خود بخرند كه وقف باشد ، وبه همان مصرف برسد ، يا قيمت را به مصرف خود برسانند ؟ جواب : اظهر آن است كه در صورت خوف باطل شدن ومضمحل شدن غرض واقف ، وعدم تمكن از انتفاع ، جايز باشد از براي موقوف عليهم بيع آنها . ولكن تا ممكن باشد به قيمت آنها ملكي بخرند كه وقف باشد وبه مقتضاى شرط واقف
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 100 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي