تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
آن شركا درياچه وبيت الخلاى أول است ( وبه عبارت أخرى : مسجد است ) واذن از جانب آن ثابت نيست . كسى نگويد كه : مفروض اين است كه صاحب حوضخانه ثاني در روز نوبت خود ، آب را از آن نهر كه تازه شق كرده مىبرد ، وآب مال أو است . بيش از اين نيست كه معصيتي كرده به سبب تصرف در حافه نهر . به جهت آن كه مىگوئيم كه : آب گاه است كه در فوق مقسم ، اجتماعي ، دارد ، كه نفع آن به همه شركا مىرسد ، وبه سبب شق النهر آن آب مجتمع ، روان مىشود . وبعد ( 1 ) سد اين أول ساقيه جديده بايد مدتي معطل شود وبعد از آن به جانب مقسم يا به جانب جدول ساير شركا جارى شود . واين اذيت ونقصانى است كه غالبا شركا به آن راضى نيستند . به هر حال اين معنى در كمال وضوح است كه گفتيم آب از موضع خاص مستلزم تقسيم [ از ] ما فوق آن نيست . واگر نه چنين باشد لازم مىآيد كه در روز نوبت كمي از آب قنات مغنى ( 2 ) ، تواند به دولاب از چاههاى قنات آب بكشد وبه زرع خود كه قريب به آنجا باشد بدهد . به اين معنى كه آب مال أو است وبه أو غرامتى نيست بيش از اين نيست كه معصيتي كرده در تصرف در كنار چاه مشترك . وهم چنين هر گاه در درياچه [ اى ] جمع كند ، وضو وغسل [ در آن ] صحيح باشد . والبتة چنين نيست . بلكه ظاهرا آب مغصوب است . وبنا بر اشتراط اباحه آب در طهارت - چنان كه مشهور است - بايد وضو وغسل در آن باطل باشد . واز جميع آنچه گفته شد ظاهر مىشود كه فرقى نيست ما بين اين كه مجراى آب متساوي السطوح باشد يا مختلف . به جهت آن كه گاه است كه تمام مجرى متساوي السطوح است ولكن بعد از قطع كردن آب در ته نهر آبى مىماند . پس هر گاه فرض كنيم كه كسى كه در روز نوبت خود آبى [ را ] كه در فوق جدول أو
هامش
1 : به كار گيرى لفظ ( بعد ) در فارسي در اين گونه موارد هميشه با ( از ) همراه مىشود ، اين سليقه ميرزا يك روند عربى است وبر أساس قواعد عربى بايد با ( فتحه ) نوشته شود ليكن آنچه در فارسي مناسب تر است ( كسره ) است . 2 : قنات مقنى .