تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
محتاج نيست به اذن وجايز است تسليم بدون ضمان . زيرا كه هر گاه از شرع رسيد جواز اجاره به غير ، قبض از لوازم ضرورية اجاره است ، واذن در شيئى اذن در لوازم آن است . واين قول اظهر است . چنان كه مختار جمعى از محققين است . وصحيحه ( 1 ) علي بن جعفر دلالت بر آن دارد . بلكه صحيحه ( 2 ) محمد بن مسلم نيز . وصاحب كفاية گفته است كه دور نيست كه شرط كنيم در جواز اجاره دادن به غير بدون اذن مالك ، اين كه مستأجر ثقة وامين باشد . وشايد نظر أو اين باشد كه مستأجر امين باشد واجاره دادن به غير امين ثقة ، تفريط است ومنهى عنه است ، پس فاسد خواهد بود . با اين كه انتقال منفعت از موجر به مستأجر به سبب صيغه اجاره در أموري است كه مقصود عقلا باشد غالبا در عقود و [ لكن ] ظاهر اين است كه مالك در عقد اجاره قصد نقل اين نوع انتفاع را نكرده . واطلاق صحيحه علي بن جعفر كه فرموده‌اند ( وان لم يسم فليس عليه شيىء ) محمول است بر ظاهر افعال مسلمين كه صحت است وغير صورت خيانت وتفريط است . خصوصا به ملاحظه ( نكرده در سياق نفى ) كه افاده مىكند كه معصيت هم ندارد . وشكى نيست كه تفريط در امانت ، معصيت است . غايت امر اين است كه صحيح باشد وموقوف باشد بر اجازه مالك . پس به اين نمىتوان استدلال بر لزوم كرد . مطلب دوم : اين كه چنين شرطي در اجاره صحيح است يا نه . حق اين است كه صحيح است . نظر به عموم أدله ، وعدم مخالفت آن از براي كتاب وسنت ، وعدم منافاة ، با مقتضاى عقد . چنان كه در بيع جايز است . مطلب سوم : اين كه در صورت چنين شرطي ، آيا جايز است كه مستأجر بدون شرط خيار مذكور به اجاره بدهد به غير ؟ . اظهر عدم جواز است . زيرا حق موجر متعلق است به عين در اين وقت به سبب خيار . پس نقل منفعت عين به عنوان بت وقطع به مستأجر ثاني ، جايز نيست . چنان كه تحقيق اين در ( بيع بخيار شرط ) كرده‌ايم در رساله على حده . ( 3 ) واين كه جايز نيست از براي مشترى فروختن مبيع به عنوان بت ولزوم ، هر چند جايز باشد
هامش
1 و 2 : همان دو حديث مذكور در بالا . 3 : ونيز در مسائل ( بيع به شرط ) كتاب تجارت از همين مجلدات . رجوع كنيد به جلد دوم .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 485 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي