تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
أول اين كه : آيا جايز است كه مستأجر عين مستأجره را اجاره بدهد به غير بدون اذن موجر يا نه ؟ - ؟ . وظاهر اين است كه خلافي در جواز آن نباشد . واز صريح تذكره نقل اجماع حكايت شده . وهم چنين از ظاهر ابن زهره . واخبار بسيار هم دلالت دارد بر آن . ( 1 ) بلى استثنا شده از اين ، صورتي كه موجر شرط كند بر مستأجر كه خود استيفاى منفعت كند ، كه در اين صورت ظاهرا خلافي نيست در عدم جواز . واز بعضي نقل اجماع حكايت شده . ودلالت دارد بر آن صحيحه علي بن جعفر در دابه ( عن أخيه أبى الحسن ( ع ) قال : سئلته عن رجل استأجر دابة وأعطاها بغيره فتلفت . فما عليه ؟ . قال : ان كان شرط ان لايركبها غيره فهو ضامن لها . وان لم يسم فليس عليه شيئى ) ( 2 ) . وصحيحه محمد بن مسلم در زمين . ( 3 ) بلى هر گاه در اين صورت مستأجر أول شرط كند با مستأجر دوم كه خود استيفاى منفعت كند ، از براي مستأجر دوم صحيح باشد اجاره . چون اين منافاة ندارد با شرط موجر أول . واما هر گاه موجر أول شرط كند با مستأجر أول كه اجاره ندهد به ديگرى ، اين صورت هم صحيح نخواهد بود . ( 4 ) وخلاف كرده‌اند در جائى كه جايز است از براي مستأجر اجاره دادن به غير ، كه آيا اذن مالك شرط است در تسليم به مستأجر ثاني يا نه . بعضي گفته‌اند : بلى . زيرا كه استحقاق منفعت بردن وماذون بودن در گرفتن عين ، مستلزم جواز تسليم به غير نيست . پس اگر تسليم كند ضامن است . وبعضي گفته‌اند كه
هامش
1 : علاوة بر عمومات واطلاقات ، دلالت مىكند بر آن حديث 1 ، از باب 19 ، احكام الاجاره ، وسايل ، ج 13 وهمچنين أحاديث أبواب 20 ، 21 ، 22 . 2 : همان مرجع باب 16 ح 1 . 3 : همان مرجع ، باب 19 ح 1 . 4 : ظاهر عبارت مصنف ( ره ) در اينجا مجمل است به طورى كه خواننده گمان مىكند كه تكرار مطلب سابق وتوضيح واضح است . در حقيقت مراد ميرزا بدين شرح است : واما هر گاه موجر أول شرط كند با مستأجر أول كه اجاره ندهد به كسى كه أو مجددا به شخص ديگرى اجاره دهد . يا : . . . كه اجاره ندهد مستأجر دوم به ديگرى . يعنى در ابتداى معامله شرط مىكند كه مورد اجاره به مستأجر سوم ، اجاره داده نشود .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 484 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي