تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
مراتب مذكوره را بيان فرمايند . جواب : دليلي از براي خيار فسخ در اينجا نيست . وعموم نفى ضرر در اينجا كار نمىكند . وتقصيري نه از موجر حاصل شده ونه علتي در عين مستأجره حاصل شده كه منشأ قلت انتفاع شود . واين از آن قبيل است كه دكانى اجاره كند از براي بزازى ومتاع أو را دزد ببرد ، يا زمينى را اجاره كند از براي زرع وزراعت وبه سبب تگرگ يا زنگ يا چرانيدن قشون بر تلف رود . بلكه هر گاه عين مستأجره را بعد از قبض ، غاصبى غصب كند ( 1 ) نيز موجب خيار فسخ نمىشود . اما سئوال از خيار غبن : پس بدان كه در اينجا نه خيار عيب هست ونه خيار غبن . اما خيار عيب پس وجه آن سابقا مذكور شد . واما خيار غبن پس آن نيز در اينجا جارى نمىشود . زيرا كه مفروض اين است كه حين العقد گنجايش اجرت مسمات را داشته . وتدرج حصول منفعت منشأ تدرج انعقاد عقد نمىشود .
25 : سئوال : شخصي خانه خود را به بيع فروخته وثانيا در يد مشترى اجاره نموده ودر نصف زمان اجاره خانه مزبوره سكنى ، بعد وفات نموده . ومديون هم بوده وتركه وى هم قاصر از ديون . آيا مشترى مىتواند كه كل ماالاجاره را با ساير ديون ضم نموده از تركه قاصر ، به قدر حصه بردارد ؟ يا مال الاجاره زمان سكنى را مستحق است كه از تركه به قدر حصه بردارد ؟ - . جواب : چون وجه اجازه ملك موجر مىشود به محض صيغه بالتمام - خصوصا بعد از اقباض عين مستأجره - پس تمام مال موجر است . واجاره به سبب موت باطل نمىشود . پس با غرما نسبت به تمام وجه اجاره شريك است . نه به خصوص قدر حصه سكنى ( 2 ) . وهم چنين منافع خانه در بقيه مدت اجاره داخل تركه است وغرما در آن شريك‌اند .
هامش
1 : رجوع كنيد به مسأله شماره 229 ، از همين مجلد . 2 : در نسخه : نه بخصوص قدر حصة التام سكنى .