تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
باشد ونفقه در عوض تحصيل منفعت ورساندن به مستأجر باشد . به جهت آن كه حصول ملك از براي أو مستلزم سقوط توابع آن است از مالك أول . وبر اين وارد است كه اين منافاة ندارد با آن كه واجب باشد بر مالك نفقه . چون واجب است بر مالك انفاق مال ، ودليلي بر سقوط آن نيست . ولازم نيست كه ما اين را عوض تحصيل منافع بگيريم تا اين كه اين سخن بر آن وارد آيد . ومع هذا مىگوئيم كه منفعت أحد عوضين است وتدريجي الحصول است ، وتسليم عين مستأجره هر چند از براي استحقاق اجرت وتملك آن كافى است ، ولكن اين تسليم عين به مجرده كافى نيست . بلكه بايد منافع متجدده را مستمر دارد از براي مستأجر كه متمكن باشد از تحصيل آن . پس عوض همان نفس منفعت است با حصول آن . ( 1 ) نه منفعت وتحصيل آن ، كه گفته شود تحصيل آن واجب نيست . وگاه است كه استدلال شود در اين مقام به روايت سليمان بن سالم ( عن الرضا ( ع ) عن رجل استأجر رجلا بنفقه مسماة ولم يفسر شيئا على أن يبعثه إلى ارض أخرى فما كان من مؤنة الأجير من غسل الثياب والحمام ، فعلى من ؟ قال : على المستأجر ) . ( 2 ) وبر آن وارد است كه اين حديث در حيوان نيست ، بلكه آن در اجيرى است كه آن را أجير كرده كه بفرستد از براي قضاى بعضي از حوائج خود . ودر اين مسأله هم دو قول است هر گاه شرط نفقه نشده باشد . واظهر در اينجا نيز قول به عدم وجوب است . وروايت ضعيف است ( 3 ) ودر دلالت آن هم تأمل است . ومشتمل است بر مطالب چند كه مخالف أصحاب است . ( 4 ) وبه هر حال بنابر قول مختار در مسأله ، هر گاه مستأجر تبرعا نفقه بدهد به حيوان ،
هامش
1 : ودر نسخه : يا حصول آن . 2 : وسائل : ج 13 ، احكام الإجارة ، باب 10 بخش آخر حديث 1 . 3 : به دليل خود سليمان بن سالم . وبقيه سلسله سند افراد قوى وموثق هستند . 4 : مخالف أصل وقواعد است .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 474 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي