تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
جواب : در كلام فقها مثل محقق وعلامه وشيخ على وشهيد ثاني وغيرهم ، حكم زمينى كه اجاره شود از براي زراعت ودر بين مدت آب آن خشك شود ، مذكور است . ودور نيست كه حكم قنات هم حكم زمين باشد . وآنچه در زمين گفته‌اند اين است كه مستأجر به سبب كم شدن آن يا قطع شدن آن ، مسلط بر فسخ هست . چنان كه در مزارعه هم چنين است . هر چند شهيد ثاني در اين اشكال كرده به جهت آن كه شرط مزارعه وجود آب است وهمچنين اجاره [ اى ] كه از براي زراعت باشد . وبه انتفاى شرط مشروط فاسد مىشود . پس عقد منفسخ مىشود ، ديگر مجالي از براي خيار فسخ نيست . ولكن علامه ومحقق حكم به خيار فسخ كرده‌اند . وشايد نظر ايشان به اين است كه عقد صحيح بود ومستصحب است ، وضررى كه حاصل مىشود مندفع مىشود به خيار فسخ . ودر مسالك تأمل كرده است واشكال كرده است . وشيخ على گفته است كه ( خيار در وقتي خوب است كه ممكن باشد ازاله مانع ، يا أصل انتفاع ممكن باشد وبدون اينها باطل مىشود اجاره . به جهت تعذر انتفاع ) . وگويا اين را از باب ( تلف عين مستأجره در بين مدت ) گرفته‌اند ، كه منشأ بطلان مىشود . ودر صورت اجاره ، موجر مستحق اجرت زمين است به قدر زمان گذشته . ودر مزارعه چيزى نيست . چون حق زمين همان حصه [ اى ] از زرع است ، ومفروض اين است كه تلف شده است . اينها در وقتي است كه اجاره زمين از براي زراعت باشد . واما هر گاه مطلق باشد ومنفعت ديگر در آن متصور باشد ، پس در آنجا به غير خيار فسخ چيزى نيست . واين خيار ناشى از حصول عيب است در عين مستأجره ونقص در منفعت آن ووجه ثبوت خيار لزوم ضرر است وتصرف در اينجا مسقط خيار نيست ، به جهت لزوم ضرر در صبر بر معيب ، وبه جهت آن كه في الحقيقة معاوضه متعلق به منفعت است ومنفعت متجدد مىشود يوما فيوما . پس هنوز در منفعت آينده تصرفى نشده . وهر گاه زمين را اجاره كرده باشد وشرط كرده باشد منفعت خاصه را ، مثل زراعت . وآن زمين غرق آب شود ، يا بالمرة آب آن قطع شود به نحوى كه به هيچ وجه نتوان از زراعت آن منتفع شد ، هر چند انتفاع ديگر توان برد . در اين صورت اجاره باطل مىشود . واين مثل