تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
دينار مثلا . وتعيين نكند كه چند ماه باشد يا بگويد ( به اجاره دادم اين خانه را ، يا أجير شدم ، به مدت يك ماه به پنج دينار وهر چه بعد منتفع شوى به همان حساب باشد ) . آيا صحيح است يا نه ؟ - ؟ . جواب : اما مسأله أول ، پس در آن سه قول است . أول بطلان است . به جهت جهالت مدت ، كه لزوم تعيين آن اتفاقي است . وتعيين بعض مدت كه يك ماه است مستلزم تعيين مجموع نيست . واين مختار ابن إدريس وقواعد وايضاح است . و [ نيز ] مسالك ومحقق ثاني در شرح قواعد على الظاهر . وقول دوم اين است كه صحيح است در يك ماه وباطل است در باقي . نظر به اين كه اين كلام ، يعنى ( آجرتك كل شهر بدرهم ) در قوه اين است كه بگويد ( آجرتك هذا الشهر بدرهم وكذا ما بعده دائما ) . واين قول مفيد وشيخ است در نهاية ومحقق در شرايع . ووجه اين قول اين است كه شهر معين است واجرت آن هم معين . واز عدم تعيين غير ، بطلان آن لازم نمىآيد . وجواب گفته‌اند از اين ، به منع اين كه اين در قوه آن باشد . بلكه مدت ، مجموع من حيث المجموع است ، وآن مجهول است . وآنچه به گمان حقير مىرسد اين است كه نظر اين جماعت به اين است كه چون أصل عقد اجاره مشروط است به تعيين مدت واجرت ، ولفظ ( شهر ) هم مذكور است ، پس ناچار بايد - بنابر لزوم حمل قول مسلم بر صحت - حسب المقدور در يك ماه مورد اجاره بودن جزما مطلوب باشد . وبه اين سبب لازم است . وچون در باقي مشكوك فيه است ، مراد آنها اين است كه آن هم متعلق اجاره باشد كه باطل باشد ، يا از باب ( مراضات ) باشد . يعنى ما بعد آن را به اختيار مستأجر گذارده كه هر قدر كه منتفع شود به همان نسبت از اجاره معينه يك ماه از همان وجه مسمى بدهد ، ودر اين صورت اين تراضى موجب حليت مىشود ولكن لزوم ندارد . وچون مراضات بر همين وجه واقع شده مستأجر نمىتواند بگويد كه هر گاه لازم نيست [ پس ] من اجرت المثل مىدهم در زايد بر يك ماه وتصرف مىكنم . زيرا كه اين غصب است ، بلكه هر گاه تصرف هم كرده باشد وبگويد چون عقد لازم نبود ، بر من بيش از اجرت المثل لازم نيست ، از أو نمىشنوند .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 467 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي