تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
جواب : أولا بدان كه آن شخص خويش أجير مستحق چيزى نيست كه از مستأجر بگيرد . بلى هر گاه آن أجير أو را اجاره كرده ، مستحق اجرتى از أو مىشود . خواه أصل اجاره باشد خواه مشروط به اين كه أجير بنفسه اين عمل را بكند . واما حكم خود آن أجير : پس ظاهر اين است كه طي مسافت داخل عمل است وجزء آن است ، به قرينه مقام . مثل كسى كه أجير شود كه حج بلدي از براي ميت بكند ( نه از براي حج تنها ) كه هر گاه نايب بدون تقصيري ممنوع از حج شود . مثل اين كه . بميرد قبل از احرام ، مستحق مىشود از اجرت به قدر طي مسافت تا آنجا . ( 1 ) پس در ما نحن فيه مىگوئيم كه : يا اين است كه خصوصيت زمان مدخليتى در حقيقت اجاره دارد - به اين معنى كه عقد اجاره بر طي مسافت ورفتن وآمدن وآوردن جواب در خصوص اين ده روز ، متصل به قصد اجاره شده ، مثل اين كه كسى شخصي را أجير كند كه أيام البيض ماه رجب را روزه بگيرد وبدون عذر ( 2 ) به جهت بيمارى نتوانست كه تمام كند مسافت وعمل را . چنان كه مفروض اين است - پس ظاهر آن است كه مستحق اجرت است به قدر آن كه طي مسافت كرده . ودر باقي باطل است . واما هر گاه خصوصيت زمان داخل حقيقت اجاره نبوده ، بلكه مقصود مطلق جواب كاغذ آوردن است ولكن اين شرط را از براي تعجيل واهتمام در عمل كرده ، پس تعيين اين مدت از باب شرط ضمن العقد مىشود ، نه جزء حقيقت اجاره . ودر اين وقت مىگوئيم : يا اين است كه شرط مىكند عدم استحقاق چيزى را ، هر گاه در اين مدت جواب را نياورد . يا اين است كه شرط را مطلق ذكر مىكند وعدم استحقاق را با عدم تحقق شرط ، ذكر نمىكند ، پس اگر صورت أولى است ، پس به مقتضاى آن مستحق چيزى نيست . وبر وفق آن عمل مىكند . خواه شرط كند عدم استحقاق را با تقصير أجير ، يا بي تقصير . واما صورت ثانيه كه همان طريقه معهوده است كه شرط ضمن العقد مىكند ، پس
هامش
1 : رجوع كنيد به ( كتاب الحج ) از جلد أول . 2 : ظاهرا در أصل ( بدون تقصير ) بوده .