تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
221 : سئوال : هر گاه كسى ملكي را اجاره كرده به يك سال . ودر سال ديگر شخصي ديگر اجاره كرد . ودر محل زرع مستأجر أول بذرى از زرع أو در زمين مانده وزرعى خودرو به عمل آمده . مستأجر أول مىگويد اين نماى بذر من است . وثاني مىگويد اين نماى ملكي است كه در اجاره من است . اين نما از كدام است ؟ . جواب : هر گاه صاحب بذر اعراض كرده بوده است از آن ، ومستأجر ثاني آن را حيازت كرده وتربيت كرده ، اظهر اين است كه ملكيت أو از بذر منقطع مىشود ، ونما مال صاحب زمين ، است ، يعنى آن كه مستحق منافع زمين است كه الحال مستأجر ثاني است ( 1 ) . وهر گاه اعراض نكرده است ، زرع مال صاحب بذر است . وهر گاه نزاع شود ، در اعراض وعدم اعراض ، قول ، قول منكر اعراض است با يمين . والله العالم .
222 : سوال : هر گاه كسى ملكي را اجاره كند به وجه معينى وزراعت كند . وزرع آن به آفت سماوي مثل تگرگ وسرما ، ويا زنگ ، ويا به آفت ارضى مثل سوختن وچرانيدن غاصبى تلف شود . حكم آن چه چيز است ؟ . جواب : ضمانى بر موجر نيست . وخيار فسخ هم براي مستأجر نيست . بلكه اگر آب زمين كم شود ( 2 ) يا نقصى به زمين برسد كه منشأ تلف زرع يا كم شدن آن شود ، خيار فسخ ثابت مىشود .
223 : سوال : هر گاه شخصي كسى را أجير كند به مبلغ معينى كه در ظرف ده روز مكتوب أو را ببرد به بلدي وجواب بياورد . وآن أجير در بين راه بيمار شود ويكى از خويشان أو مكتوب أو را ببرد وبعد از بيست روز جواب بياورد . آيا أجير مستحق چه چيز است ؟ وآن شخص خويش ، مستحق چه چيز است ؟ .
هامش
1 : تعبير با ( صاحب زمين ) يا ( آن كه مستحق منافع زمين ) ، خالى از اشكال نيست . زيرا آن زرع مال حيازت كننده وتربيت كننده است ولو نه مالك زمين باشد ونه مستأجر زمين . بل ولو كان غاصبا . رجوع كنيد به مسأله 22 - از مجلد دوم ، 2 : در مورد كم شدن آب زمين مورد اجاره ، رجوع كنيد به مسئله‌هاى 199 ، 224 ، و 242 .