تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
وقول ديگر اين است كه هر گاه آن عملي است كه در عادت بر آن اجرت گرفته مىشود ، بايد اجرت را داد . وهر گاه عرف وعادت بر گرفتن اجرت بر آن عمل جارى نشده ، لازم نيست دادن . وفرق ميان اين دو قول ظاهر مىشود در مثل عملي كه در عرف وعادت بر آن اجرت نمىگيرند وليكن اين شخص مأمور بر آن اجرت مىگيرد . در اين صورت بنا بر قول دوم مستحق اجرت نيست . وبنا بر قول أو [ ل ] مستحق اجرت هست ومحل اشكال همين صورت است وگويا در باقي صور خلافي نباشد . ودور نيست كه أقوى در اين صورت هم لزوم اجرت باشد . ( 1 ) اما دعوى گوسفند : پس ظاهر آن است كه بر زوج است كه اثبات كند خريدن را . وبا عجز از اثبات ، قسم متوجه والد زوجه مىشود .
202 : سوال : كمترين ( 2 ) كاروانسرائى [ را ] از صاحبش اجاره كرده . وتجار مىآيند ودر آنجا نزول مىكنند وجنس مىفروشند . وكمترين به هر كس كه تجار جنس مىفروشند ، به يك تومان جنس صد دينار مىگيرم . آيا اين حلال است يا حرام ؟ - ؟ با وجود كه تجار خودش ( 3 ) مىداند ( 4 ) كه اگر در كاروانسرا يا بازار كمترين بيفتد اين وجه را مىگيرم . چه صورت دارد ؟ . جواب : ظاهر آن است كه اجاره دادن كاروانسرا ودكان به تجار صحيح است در صورت علم ايشان به اين شرط . كه در معنى اين است كه من اين حجره را در فلان مدت به فلان مقدار به تو به اجاره مىدهم به جهت سكنى ومعامله كردن در آن ، به شرط آن كه اين تسلط را داشته باشم كه هر كس از مشتريان ( 5 ) كه در يك تومان معامله صد دينار به من ندهند مانع آن شوم از معامله ، پس مطلق منفعت را در عوض وجه اجاره معين قرار نداده است . بلكه منفعت خاصه را قرار داده ، واين صحيح است .
هامش
1 : براي شرح وتوضيحات مستدل مشروح ، رجوع كنيد به مسأله شماره 191 ، از همين مجلد . 2 : ودر نسخه : شخصي . 3 و 4 : كذا . 5 : مراد از ( مشتريان ) تجار هستند كه مشترى اجاره كردن حجره در كاروانسرا هستند .