جمعى از أصحاب ما قايل به كراهت شدهاند . واين دور نيست .
199 : سوال : چه مىفرمايند به اين كه حقير آبى واملاكى اجاره كرده . به اعتبار
خشكى سال آبى كه منظور بوده كه به آن زرع شود كم آمده وبه جائى نمىرسيد . فسخ
اجاره كردم . آيا اختيار فسخ با حقير بود - در صورت مفروضه - يا نه ؟ - ؟ . واگر بالمرة
خشك شود ، آيا اجاره مذكوره منفسخ مىشود يا نه ؟ - ؟ . واگر بالفرض كسى فسخ كرد
وبعد از فسخ زمين مفروض را به آب ديگر غير از آب عين مستأجره زراعت كند ، چه
صورت دارد ؟ . وهر گاه زمينى را كسى اجاره كند براي زراعت وبه سبب وزيدن باد
خاك رمل بسيار در آن جمع شود كه مانع از انتفاع از بسيارى از آن مىشود ، چه حكم
دارد ؟ .
جواب : هر گاه زمين را از براي زراعت اجاره كرده است وآب آن قطع شود ، يا
بسيار كم شود ، مستأجر مسلط است بر فسخ اجاره . وبر أو لازم است از وجه اجاره به
مقدار زمان گذشته . وهم چنين هر گاه زرع كرده باشد ودر بين أيامي كه زرع محتاج به
آب است اين قطع يا نقص عارض شود . لكن در اين صورت بعد از فسخ ، موجر اختيار قلع
زرع ندارد ، بايد بگذارد تا أيام حصاد . وبايد در اين وقت مستأجر اجرت المثل چنين
زمين كم آب يا بي آب را از حين فسخ إلى أوان حصاد به موجر بدهد . وهر گاه در صورت
أولى بعد از فسخ بدون اذن موجر زرع كرده باشد باز بايد أجرة المثل چنان زمين را به
موجر بدهد . .
وهم چنين ظاهر اين است كه مسأله دوم نيز همين حكم [ را ] دارد . واين نظير
خانه است كه اجاره كرده باشد ودر بين مدت قدرى از آن خراب شود كه موجب نقص
انتفاع شود . ( 1 )
200 : سوال : هر گاه قصابى أجير شود كه گوسفندى را ذبح كند . ودر حين ذبح
حلقوم را قطع كند وچيزى از حلقوم متصل به سر باقي نماند . آيا ذبيحه در اين صورت
حلال است يا حرام ؟ - ؟ وغرامتى متوجه قصاب مىشود يا نه ؟ - ؟ .
هامش
1 : اين مسأله در مسأله شماره 224 نيز شرح داده شده . وهمين طور در مسأله 242 .