تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
واما حليت اخذ صد دينار از مشترى : پس هر گاه در صورت مزبوره مشترى نيز علم به شرط مزبور دارد وراضى مىشود به اين كه صد دينار را بدهد ومتاع را بخرد ، ظاهر حليت است ، به جهت اين كه اين نوعي است از تراضى ، اما لزوم آن معلوم نيست . زيرا كه اين داخل هيچ يك از عقود لازمه نيست . پس اگر خواهد لازم شود در أول به صيغه صلح يا نحو آن ، لازم كند . تا من بعد مشترى نتواند پشيمان شد . وبر فرض عدم لزوم ظاهر اين است كه صاحب كاروانسرا از أو نمىتواند بگيرد . غايت امر آن است كه در ازاى حق كاروانسرا كه در شرط ضمن عقد اجاره به جهت خود استثنا كرده بود ، عوض المثل آن را از أو مىگيرد . واما هر گاه مشترى به مقدمات مزبور جاهل بوده ، پس هر گاه بعد از علم به تراضى از همديگر گذشت كنند ، فبها . والا باز صاحب كاروانسرا مستحق عوض المثل حق مزبور خواهد بود .
203 : سوال : اين كه مبيع را در مدت خيار مشروط كه متعارف است كه بعد از جريان صيغه مبايعه شرطية ، به اجاره مىدهند در مدت خيار به فلان مبلغ . آيا چه صورت دارد ؟ ودر صورت مفروضه چون مدت اجاره معين شده است وممكن است كه در اين بين موجب فسخ مبايعه وانتقال ملك به بايع به هم رسد . ( بعينه همين حال دارد املاكى كه وقف أولاد است . وحال آن كه تصريح به صحت اجاره دادن نود سأله يا كمتر از [ آن را ] فرموده‌اند ) . وآيا مىتواند شد هر گاه آن أصل اجاره صحيح باشد وعيوبى ديگر از براي آن نباشد ، مال الاجاره تقسيط شود در مدت گذشته وباقيه ، ومشترى آن قدر از مال الاجاره [ را ] مالك باشد - ؟ يا آن كه مشترى مالك مال الاجاره كلا باشد وبايع ملك را مسلوبة المنافع در آن مدت مالك شود ، به جهت آن كه خودش منافع [ را ] مختص أو قرار داده - ؟ وهم چنين هر گاه نما مال بايع باشد آن وقت كه خودش قبول اجاره را نموده اذن در تصرف وتملك نما باشد . وهم چنين بيان فرمايند كه هر گاه منافع مبيع در مدت خيار مشروط حسب المصالحة مختص بايع شده باشد . جواب : اظهر در نظر حقير جواز است . خصوصا هر گاه زمان متأخر از مدت
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 431 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي