تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
است ولازم است در صورت ثانيه بي اشكال . مگر با تقايل وتفاسخ به رضاى طرفين . واما در صورت أولى ، يعنى در وقتي كه خيار در ظرف تمام مدت باشد . پس آن نيز چنين است هر گاه همان حقي كه في الجملة دارد ( كه مردد است ما بين منافع جميع مدت ومنافع بعضي مدت باشد ) صلح كرده باشد . وهر گاه صلح بر مجموع كرده باشد ، پس ظاهر آن است كه در اينجا نيز وجه مصالحه تقسيط مىشود . به جهت اين كه صلح كرده است ملك متزلزل را كه محتمل است كه مال غير بشود . پس بعد از انتقال به غير ، منافع آن هم منتقل به غير مىشود . والله العالم .
204 : سوال : زيد خود را به عمرو به اجاره بدهد به مدت معينى ، كه در عرض مدت عمل خاصي بكند به مال الاجاره معينى ، مشروط به اين كه أجير در خانه مستأجر در عرض مدت ، سكنى داشته باشد . وهم شرط شود در ضمن العقد كه بدل وجه اجاره را در عرض مدت ، اخراجات مأكول وملبوس وما يحتاج أجير نمايد ، وعلاوة از اخراجات را در آخر مدت از أجير مطالبه ننمايد . ونيز شرط شود كه چنانچه أجير قبل از مدت اجاره خواسته باشد از پيش مستأجر برود اخراجات أيام ماضيه را به تصديق امناى أهل خبره ووقوف تسليم مستأجر نمايد ، چه صورت دارد ؟ جواب : چون شرط مذكور جهالت دارد ( چنان كه آخر صورت سوال هم به آن دلالت دارد ) منشا فساد عقد اجاره مىشود . وبنابر اين شرط دوم هم لزومى ندارد ، چون در ضمن عقد فاسد است . خصوصا با وجود جهالت آن نيز . وظاهر اين است كه أجير در اين وقت مستحق اجرت المثل عمل است . وثمن المثل اخراجات هم بايد رد شود . هر گاه معلوم نباشد به مصالحه طي شود . والله العالم .
205 : سوال : زيد متولى ، ملك وقفى را به عمرو تا مدت بيست وپنج سال به اجاره داده است ، وزمان اجاره منقضى نشده كه موجر ومستأجر فوت شده‌اند ، يا آن كه أحدهما متوفى گرديده است ، چه صورت دارد ؟ . جواب : هر گاه متولى وقف صلاح وقف وأهل وقف را در ساير طبقات ، در آن ديده كه به آن مدت به آن وجه معين اجاره بدهد ، به موت هيچ يك از موجر ومستأجر فسخ