تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
بدون تقصير وتفريطي . پس ضمان در دومى ثابت است نه در أولى . واين دور نيست . وبعضي قايل شده به ضمان مطلقا . خواه تلف شود أصل عين وخواه رد نكند به مالك وخواه نقص به سبب استعمال باشد يا غير آن . به جهت آن كه تضمين عين مستلزم تضمين اجزا است ، چون عين مركب است از آنها . واذن در أصل منافى ضمان نيست ، وحال آن كه شرط ضمان هم شده ونقص از لوازم استعمال نيست . پس جايز است كه استعمال مأذون فيه باشد ونقص هم مضمون عليه باشد . واين قول را در مسالك تقويت كرده ، واظهر در نظر حقير اين است كه نقصى [ كه ] به سبب استعمال باشد مضمون نيست . چنان كه مختار محقق است در شرايع . ومنقول است از تذكره . وبنابر قول به ضمان نقص ، هر گاه ناقص شود وتلف شود اعتبار مىشود اعلاى قيمت هاى عين از روز قبض تا روز تلف ، هر گاه تفاوت قيمت به سبب نقص اجزا باشد نه به سبب قيمت سوقي . به جهت اين كه اين مدلول ضمان عين نيست . وبنا بر قول به عدم ضمان نقص ، هر گاه تلف شود ضامن است قيمتي را كه در آخر حالات تقويم است .
190 : سوال : هر گاه كسى مالي عارية بگيرد از غاصب . حكم آن چه چيز است ؟ وضمان بر كي قرار مىگيرد ؟ . جواب : مستعير يا عالم است به اين كه مال غير است وعارية مىكند ، يا جاهل است . پس اگر مستعير عالم است ، خود ، غاصب است وضامن عين ومنفعت ونقصان ( همه ) هست . هر چند عارية مضمونه نباشد . ومالك مىتواند به هر يك از معير ومستعير رجوع كند به عين ومنفعت . وهر گاه رجوع كرد به مستعير ديگر مستعير رجوع نمىتواند كرد به معير در آنچه مالك از أو گرفته . چون تلف در دست أو شده وضمان بر أو قرار گرفته . چنان كه در مسأله أيدي متعاقبه در غصب محقق شده ، وخلافي در آن ندارند . وهر گاه رجوع كند به معير ، پس أو مىتواند رجوع كند بر مستعير ، چون مستعير به منزله غاصب است از معير به سبب علم به حال ، وضمان هم بر مستعير قرار گرفته چون تلف در دست أو شده .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 403 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي