تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
ببر ، اشكالى در جواز همه نيست . وهم چنين در صورت اطلاق - مثل اين كه بگويد در نزد تو باشد واز آن نفع ببر - ولكن در اينجا اكتفا كنند به افراد شايعه . وهر گاه معير معين كند نفع خاصي را ، جايز نيست تعدى از آن . هر چند تصريح نهى از غير نكند على الأظهر ، خصوصا هر گاه ضرر آن بيشتر باشد . وبعضي تجويز كرده‌اند . تعدى به مساوى وبه آنچه ضرر آن كمتر باشد ، خصوصا در أقل ضرر ، از راه ( قياس بطريق أولى ) . واين ضعيف است . بلى هر گاه از قراين معلوم شود رضاى به أقل يا مساوى ، جايز است . وهم چنين در مقدار انتفاع ، رجوع به عرف وعادت مىشود ، مثل اين كه متعارف بار الاغ سى من تبريز است . پس جايز نيست بيشتر بار كند . وبدان كه : بعد از آن كه بنا به عدم جواز تعدى شد - يا به سبب نهى معير ، يا به سبب تعيين معير نوع خاصي از منفعت ، يا به سبب اقتضاى عرف وعادت مقدار خاصي را - پس هر گاه تعدى كند ، ضامن عين معاره مىشود . واظهر اين است كه بايد تمام اجرت عمل را بدهد ، نه اين كه مساوى اجرت آن عمل مأذون فيه را ساقط كند وتتمه را بدهد . به جهت اين كه مجموع اين عمل غصب است وتصرفى است در مال غير بدون اذن . وثمره اين خلاف ظاهر مىشود در صورت تعدى به ( أقل ضررا ) يا مساوى . كه بنابر قول به ملاحظه نسبت واسقاط مساوى اجرت ، در اينجا به غير معصيت ضررى حاصل نيست . بلى هر گاه مأذون فيه داخل منهى عنه باشد - مثل اين كه شرط كرده بود كه حيوان را بيست من بار كند أو سى من بار كرده ، يا خود تنها سوار شود أو شخص ديگر را به رديف خود كرده ، يا زمين را گندم زرع كند أو جو وگندم هر دو را زرع كند - در اينجا به قدر اجرت ماذوق فيه را اسقاط مىكند . بخلاف آن كه نوع منفعت مختلف باشد مثل سواري وبار كردن وزرع وغرس أشجار ، چنان كه در مسالك وغير آن تصريح به آن شده .
189 : سوال : هر گاه عين معاره تلف شود يا نقصان به هم رساند در نزد مستعير ، ضامن تلف هست يا نه ؟ - ؟ .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 400 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي