تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
محاصه نشود . بكله هر گاه غريمى ديگر باشد با أو محاصه كند بالنسبة . خواه أو هم مثل اين باشد يا ( دين ذمه خالص ) داشته باشد . وروايت سكونى ( عن جعفر ، عن آبائه ، عن علي عليهم السلام ) هم دلالت دارد بر اين ، وضعف آن منجبر است به شهرة بين الأصحاب . چنان كه در ايضاح وتذكره نسبت به ايشان داده‌اند . وروايت اين است ( عن علي ( ع ) انه كان يقول : من يموت وعنده مال مضاربة ، قال : ان سماه بعينه قبل موته فقال هذا لفلان ، فهو له . وان مات ولم يذكر ، فهو أسوة الغرماء ) ( 1 ) .
كتاب المضاربة من المجلد الثالث : 164 : سوال : هر گاه زيد وجهي به عمرو بدهد كه به جهت أو مضاربه نمايد . وعمرو رفته كنيزى از آن وجه به جهت خود خريدارى نموده ومتصرف شده الحال صاحب ولد است عمرو از همين كنيز ، ووجهي هم در دست عمرو نيست الا كنيز مرقوم . آيا در اين صورت عمرو را چه بايد كرد ؟ . جواب : در صورت مزبوره ، عامل غاصب است . پس هر گاه كنيز را به عين مال مضاربه خريده ، مال أو نمىشود . بلكه [ اگر ] مالك پول اجازه بيع كند ( وقايل به صحت فضولي باشيم در چنين جائى ) مال صاحب پول است واگر اجازه نكند - يا فضولي را [ در چنين جائى ] صحيح ندانيم - كنيز مال مالك كنيز است وپول بايد به صاحبش رد شود . ودر اين صورتها هيچ كدام ، كنيز ( أم ولد ) نمىشود . زيرا شرط است در أم ولد شدن كنيز ، اين كه كنيز در حين انعقاد نطفه ، مال أو باشد . واما حكم ولد : پس هر گاه عالما بالحرمة دخول كرده وفرزند به هم رسيده ، آن فرزند هم مملوك صاحب كنيز مىشود . پس در صورت عدم اجازه ، فرزند مملوك صاحب أول كنيز است . وهم چنين در صورت اجازه - وصحت فضولي باقول به بودن اجازه جزء سبب نقل ، وكاشف از نقل ملك در حين عقد . چنان كه اشهر واظهر است ( 2 ) - آن ولد
هامش
1 : وسائل : ج 13 ، أبواب المضاربة ، باب 13 ، ح 1 . 2 : رجوع كنيد به أواخر ( متاحر ؟ ) از جلد دوم .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 330 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي