بشخصه معلوم باشد يا نباشد . وظاهر اين است كه وارث ومالك ومال المضاربة در آن
مساوىاند . يعنى هر يك به قدر الحصة مىبرد . خواه تركه محيط به همه باشد يا نه .
وكلام صاحب المسالك در اين مقام خالى از مسامحه نيست . چون موهم اين است كه
( هر گاه مال المضاربة از جماعتى باشد وممزوج باشد با مال ميت ، ومال قاصر باشد از
حق آنها ، غرما [ تقسيم ] مىكنند . وهر يك نسبت به حصه خود مىبرند وبه وارث
چيزى نمىدهند . ) واين بي وجه است بلكه وارث هم نسبت به حصه خود مىبرد . وكلام
أو را بايد توجيه كرد كه منافى اين نباشد كه ما گفتيم .
166 : سوال : زيد در وصيت نامه أول مرقوم نموده كه پانزده هزار روپيه وخانه
وأثاث البيت ( مجموع ) مال دو صبي ( 1 ) أو است بي شركت غيرى . ودر وصيت نامه دوم مرقوم
نموده كه موازى پنجاه هزار روپيه به أولاد خود هبه نمودم به تفصيل معين .
واقرار نموده كه موهب را ولايتا [ در ] تصرف گرفتم . وما بقي مخلفات را مع مايملك
خود - آنچه باشد از نقد وجنس وخانه وغيره - به دو پسرهاى خود عبد الكريم
وعبد الرحيم هبه نمودم وولايتا تصرف نمودم .
در وصيت نامه سوم مرقوم است كه : بنابر آن كه سابق به موجب هبه على حده بعضي از
ما يعرف به هر دو طفل خود عبد الكريم ومحمد جعفر بخشيده بودم وولايتا متصرف
بودم ، آن در تجارت شامل أموال خودم بود . ودر اين وقت به تفريق محاسبه طولى داشت
واز من نمىشد ، لهذا در اين وقت بنابر قياس وتخمين به قدر شصت هزار روپيه به جهت
خود منظور داشتم وما بقي - از جنس ونقد ومطالبات وامانات كه در اينجا ودر بلاد
بعيده مثل بندر أبو شهر وبصره وبنگاله وباقي بلدان قريبه وبعيده به موجب
دفتر وتمسكات مىباشد - جمله از مال فرزندان مذكور است . وخانهها واملاك
مع أثاث البيت وكتب وغيره وآنچه را كه من مالك هستم تمام وكمال به ميرزا عبد الكريم
ومحمد جعفر كه نور الدين محمد باشد بخشيدم وهبه شرعيه بالمعاوضه ، نمودم . ديگر
هامش
1 : در نسخه : دو صبيه . - توضيح : راجع به چگونگى اين لفظ كه ( صبي ) صحيح است يا ( صبيه ) ، در پى نويس
صفحات بعد توضيح داده شده .