تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
كرده‌اند در جعاله كه بايد عوض معلوم باشد ، [ و ] در اينجا مجهول است . وقول ديگر اين است كه هر گاه وجه جعاله بذاته معين باشد ومنجر به دعوى ونزاع نمىشود ، جايز است . مثل آن كه بگويد هر گاه غلام گريخته مرا بياورى نصف آن از تو باشد . يا جامه كه من گم كرده‌ام هر گاه پيدا كنى ثلث قيمت آن از تو . واز اين باب است حديث شريف ( من قتل قتيلا فله سلبه ) ( 1 ) . وظاهر اين است كه ما نحن فيه از اين قبيل باشد وغرر وسفاهتى در اين لازم نمىآيد . بلى اگر بگويد : هر كه گمشده مرا بياورد من به أو احسان خواهم كرد ، يا چيزى يا حيواني به أو خواهم داد ، وأمثال اينها . باطل خواهد بود . وهر چند اين سخن هم خالى از اشكال نيست على الاطلاق . وبر هر تقدير در صورت فساد عقد رجوع به اجرت المثل عمل مىشود . وعمل عبارت است از تمام كردن ، وتمام شدن نمىشود مگر به رد گريخته وتسليم به صاحب وأمثال آن . واما سوال از شركت : پس هر چند در شراكت شرط نيست كه مال درهم ودينار باشد ، و [ لكن ] مماز جت مالها به هم شرط است . پس بايد نصف متاع را بفروشد . واگر نصف معين را بفروشد . حيله كند در امتزاج به اين كه در ثاني أحدهما نصف متاع خود را بفروشد به نصف متاع ديگرى ، وبعد از آن عمل كنند . وليكن در شراكت ربح تابع مال است ، پس در صورت مزبوره ربح هم نصف مىشود . هر چند در صورت ( شرط تفاوت حصه با وجود تساوى مال ها ) يا ( تساوى حصه با تفاوت مال ها ) خلاف است ( 2 ) وجمعى تجويز كرده‌اند . ودور نيست كه جايز باشد . وبعضي باطل دانسته‌اند . وبعضي شراكت را صحيح مىدانند وشرط را باطل مىدانند . ولكن اين خلاف در صورتي است كه هر دو شريك‌ها عمل كنند . واما در صورتي كه يكى عمل بكند ( مثل صورت سوال ) : پس آن كه فقها تجويز كرده‌اند اين است كه حصه عامل را مىتوان زياد كرد . ودر صورت سوال حصه عامل را كمتر قرار داده‌اند . ( 3 ) وبدان كه : تجويز فقها شرط زيادتى را از براي عامل مبتنى بر آن است كه اين معامله
هامش
1 : سنن بيهقى : ج 6 ص 307 و 309 2 و 3 : رجوع كنيد به مسايل كتاب شركت خصوصا به مسأله شماره 126 ، همين مجلد .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 312 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي