تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
برابر ضرر شركت وقعى ندارد ، وبايد رفع ضرر زايد را كرد . وبدان كه : در عبارت قواعد در اين مقام خلافي هست . چون گفته است ( ولو طلبا قسمته طولا أو عرضا جاز ، ولا يجبر أحدهما لو امتنع عن القسمة في كل الطول ونصف العرض . وكذا في نصف الطول وكل العرض . ويصح القرعة في الثانية دون الأولى ، بل يختص كل وجه بصاحبه ) . واز اين عبارت معلوم مىشود كه ( قسمت در كل طول ونصف عرض ، ونصف طول وكل عرض ) صورت ديگر باشد غير از ( قسمت طولى وعرضى ) كه در أول گفت . وحال آن كه مراد از اين دو عبارت همان ( طولى وعرضى ) است كه در أول كلام [ بود كه ] سخن در جواز تراضى بود در هر يك از قسمت طولى وعرضى . ودر آخر كلام سخن در جواز امتناع وعدم آن است . پس اگر مىگفت ( ولا يجبر أحدهما لو امتنع عن القسمة في كل منهما ) كافى بود . منتهاى امر نظر به اين كه منع از اجبار ، در تقسيم عرض اظهر بود ، [ لازم بود ] بگويد ( ولا يجبر أحدهما لو امتنع عن القسمة في العرض . وكذا في الطول ) . چنان كه به همين كلمه ( وكذا ) در كلام أو اشعار به اين معنى هست . پس ذكر ( كل العرض وكل الطول ) بي فايده است . وكافى بود اين كه بگويد ( في تنصيف العرض وتنصيف الطول ) . ( 1 ) واما آن عبارت آخرى كه صحيح گفته است ( [ صحت ] قرعه در ثاني دون أول ) اشاره است به اين كه يكى از ناخوشىها كه در اجبار بر تقسيم لازم مىآيد ، عدم امكان قسمت بود از راه عدم امكان تحقق لزوم كه آن [ به دليل عدم ] قرعه است . وآن در صورت ثانيه وارد نيست ، چون ممكن است قرعه ( بخلاف صورت أولى كه ممكن نيست قرعه . زيرا گاه است كه قرعه أو به طرف شريك مىافتد ومنتفع نمىتواند شد به آن ) پس منع از اجبار در اين صورت أضعف است ، هر چند مختار أو منع در هر دو صورت است .
هامش
1 : عبارت نسخه : في تنصيف نصف عرض وتنصيف الطول .