آن كه از جانب صغار ولى اى يا مجتهدي يا عدول المؤمنين ( كه خود را قائم مقام صغار
نموده باشند واز جانب ايشان متصدى قسمت ومدعى شده باشند ) املاك موروثى را
كه در مزارع متعددة داشته [ اند ] قسمت نموده واقسام را به قرعه مشخص ساخته [ اند ] .
نيم دانگ ملكي كه مزرعه مسمى . . . ( 1 ) بوده ، ( 2 ) از همه املاك شان ( على ماقرروا
وصدقهم الشهود المطلعون ) به قرعه حصه ورسد چهار پسر ودو دختر كه دو پسر از
آنها صغير بودهاند شده . كه حال نصف آن نيم دانگ ( على تقدير الصحة ) مختص دو
صغير ويك همشيرهشان ، بوده است . وبعد از وقوع قسمت مزبوره ، كبار ورثه حصه
مزبوره صغيرين را - لا حسبة عنهما بل به علت ضرورت واضطراري كه خود داشتهاند -
فروختهاند . وصغيرها بعد از بلوغ ورشد ، اجازه قسمت را نموده [ اند ] ولكن اجازه ( ما
يترتب عليها من المعاملات ) [ را ] ننمودهاند .
آيا در صورت معروضه ، أصل قسمت كه صغار را قائم مقامي سواي همان كبار كه
خود أرباب
سهاماند - لكن على ما قرروا بل وضح عندنا [ كه ] حصه صغار در ملك مرغوب تر از ساير
املاك شان نبوده است - صحيح است ولازم ؟ يا نه ؟ . ودر صورت صحت وعدم لزوم ( كه از
قبيل عقود فضوليه بوده باشد ) اجازه صغار بعد از بلوغ ورشد ، با وصف مبايعات واقعه
غير مجازه كه در بين واقع شده ، مثمر لزوم قسمت مىشود يا نه ؟ - ؟ . وصغار را مىرسد
كه حال يك طسوج ( 3 ) ملك مقسوم به نحو مرقوم را از مشترى انتزاع نمايند يا نه ؟ - ؟ .
جواب : بدان كه : قسمت عبارت است از تميز حقوق در صورت اشتراك . وآن
حاصل مىشود به تعديل سهام أولا وبعد از آن به قرعه زدن فقط در قسمت [ ى كه ]
قاسم حاكم باشد . يا با تراضى بعد قرعه در [ قسمتى كه ] قاسم غير حاكم [ باشد ]
هامش
1 : گويا مزرعه مورد نظر اسم ونامى داشته كه در نسخه بردارى تحريف شده است .
2 : عبارت نسخه : . . كه مزرعه مسمى هر يك داشتهاند كه از همه املاك شان . . .
3 : يك دانگ يعنى 6 / 1 مجموع ، ويك طسوج مساوى است با 4 / 1 دانگ كه در بعضي مناطق ( چارك ) نيز گفته
مىشود . وفرض اين است كه سهم دو صغير نصف نيم دانگ ( مساوى يك طسوج ) بوده است .