تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
را ، مىتواند مانع شد . والا فلا ، به جهت آن كه حقوق خانه داخل خانه است . چنان كه هر گاه خانه را بخرد وشرطي نكرده باشد مستحق حقوق آن ، هست ) . مىگوئيم : مراد از اين كلام تحقيق معنى قسمت وتعديل سهام است . يعنى هر گاه در وقت تعديل سهام اين قيد شده ، مىتواند مانع شد . وهر گاه نشده ، اطلاق اقتضا مىكند بقاى حق را ، ورضاى ايشان بر اين قسمت كاشف از ملاحظه اين معنى هست در حين قسمت ، نه اين كه اين از باب ( شرط ضمن العقد ) باشد . واما اگر دعوى غلط وغفلت وجهالت بكند ، آن مرحله ديگر است ومسئله جدائى است . بلى : در اينجا اشكال باقي مىماند در بطلان أصل قسمت . وهر چند تحقيق اين است كه هر گاه شرطي كه در ضمن عقد مىشود فاسد باشد عقد هم فاسد مىشود . ( چون شرط به منزله جزء أحد عوضين است ، وتراضى بر مجموع من حيث المجموع شده ، وهر گاه جزء آن منتفى شد كل منتفى مىشود ) ولكن اين سخن در قسمت تمام نيست ، خصوصا در قسمت اجبارى كه رضاى طرفين در آن شرط نيست ( 1 ) واجبار مىتوان كرد ممتنع را بر قسمت ( 2 ) مگر اين كه بناى ايشان به قرعه نبوده وبه همان تعديل وتراضى اكتفا كرده باشد . ( 3 ) وگويا [ در أصل سوال ] آن شرط را آن كسى كرده كه بدون آن شرط راضى به قسمت نمىشده . كه در آنجا مىتوان گفت كه تراضى به همين نحو واقع شده كه اين شرط به عمل آيد وبدون آن تراضى نبوده ، پس أصل قسمت هم صحيح نخواهد بود . مگر اين كه بگوئيم كه مراد از آن شرط هم اين است كه بعد تعديل سهام ، اين جانب از برادر بزرگ باشد وجانب ديگر از كوچك ( 4 ) نه اين كه همين محض تعيين جانب ، نفس قسمت باشد ، تا فاسد باشد . ( 5 ) پس بايد تفصيل داد در حين دعوى ومرافعه ، تا معلوم
هامش
1 و 2 : اجبار در أصل قسمت است نه در پذيرفتن سهم خاص . بل در اينجا پس از تعديل سهام قرعه جانشين تراضى مىشود . وممكن است پس از اجبار به أصل قسمت ، در تعديل سهام همگى به تراضى برسند وشرطي را هم شرط كنند . ونياز به قرعه هم نباشد همان طور كه خود مصنف فرموده است . پس خصوصيتى براي ( قسمت اجبارى ) در ما نحن فيه نمىماند . حتى در صورتي كه حاكم از طرف ممتنع اقدام به قسمت وتعديل نمايد . 3 : عبارت ( مگر اين كه بناى . . . اكتفا كرده باشند ) در أصل نسخه جا به جا وپس از چند جمله آمده است . 4 و 5 : بنابر اين : ميرزا ( ره ) هم أصل جواز وامكان شرط در قسمت را پذيرفت وهم لزوم آن را . چنان كه در سطرهاى بعدى تصريح خواهد كرد .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 287 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي