تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
كتاب القسمة ( من المجلد الأول ) 136 : سوال : چهار قطعه زمين مشجر ومعنب ، مشترك مىباشد ميان زيد وعمرو . وشراكت زيد سه ربع است واز عمرو يك ربع است . آب همان باغ به همين نهج مشترك دو نفر است . والحال زيد وعمرو اراده دارند كه مفروز نمايند . زيد را سخن اين كه ( هر قطعه را فردا چهار سهم مىكنيم به جهت اين كه هر قطعه نوعي از ميوه دارد من از همه مىخواهم ونه سر بود مىدهم ونه مىگيرم ) . وعمرو را سخن اين كه ( من به جهت قلت آب متضرر مىشوم ، پس قرعه قسمت را دفعتا چهار مىكنيم كه يك قطعه از چهار قطعه از من باشد ) . ؟ جواب : در ( قسمه رد ) يعنى آن كه بايد سر بود داد رضا شرط است از طرفين واجبار نمىتوان كرد . واما باغي كه أشجار مختلفه دارد ، بدون سر بود توان قسمت كرد . به اين نحو كه به قيمت در آورند ومساوى حصه هر يك از مجموع باغ آنچه بيرزد قرار بدهند به رضا يا [ به ] قرعه تقسيم نمايند . مشهور علما آن است كه مىتوان اجبار كرد بر قسمت . وزيد منع عمرو نمىتواند ( از قسمت ) بكند . خصوصا هر گاه ضرر بسيار به عمرو مىرسد . بلكه باغ را چهار حصه بكنند ويك حصه را به عمرو بدهند به رضا يا [ به ] قرعه . وهر گاه به هر دو ضرر مىرسد به هر كدام كه به أو ضرر بيشتر مىرسد ، ملاحظه جانب أو را بايد كرد . وبهتر آن است كه به مصالحه به نحو خوشى از يكديگر راضى