تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
سفر وخواه در حضر ) به اين معنى كه شرط كند كه نفقه سفر از كيسه مالك باشد ، مطلقا مستحق مىشود . وهم چنين هر گاه شرط كند كه از مال مضاربه خرج كند هم مستحق است مطلقا . مادامى كه آن مال باقي است . ودر اين صورتها فرقى نيست ما بين اين كه نفقه را برداشته باشد يا نه ، [ زيرا ] كه استحقاق تملكى حاصل است ومىگيرد . اما در صورت عدم شرط پس اگر نفقه را به مصرف رساند از آن مال ، محسوب مىشود از أصل مال . واگر از عين المال خود كرده تا آمده به خانه ، معلوم نيست كه تواند عوض آن را مطالبه كند . پس معنى وجوب نفقه در مضاربه ( بنابر مختار ) اين است كه واجب است بر صاحب مال كه هر گاه عامل از آن مال خرج كرده باشد در نفقه ، با أو محسوب ندارد در حصه خودش ، بلكه از مجموع مال بايد محسوب دارد . واما از براي عامل پس جايز است كه بردارد از مال براي نفقه [ و ] جايز است كه بر ندارد . ودر صورت شرط بايد ملاحظه كرد كه [ آيا ] شرط كرده است كه أو مرخص باشد در نفقه كردن از أصل مال ؟ يا شرط كرده است كه عامل مستحق مقدار نفقه باشد از أصل مال ؟ يا در ذمه مالك أعم از آن مال وأموال ديگر أو ؟ . پس در صورت أول واجب مىشود بر صاحب مال كه هر گاه نفقه كرده باشد عامل از أصل مال ، از مجموع مال حساب كند . نه اين كه واجب باشد بر أو وفا حتى اين كه اگر عامل از مال خود خرج كرده باشد واجب باشد كه صاحب مال عوض را بدهد . ودر صورت ثانيه واجب مىشود بر أو وفاى به شرط ، خواه عامل از أصل مال خرج كرده باشد ، يا نه . پس هر گاه دانستى معنى وجوب را در اين دو صورت ( 1 ) پس بدان كه : منافاتى نيست ما بين وجوب شرط ولزوم آن ، وآنكه عقدي كه اين شرط در ضمن آن شده از عقود جايزه است . بلى هر گاه فسخ كند عقد را لزوم اين شرط هم بر هم مىخورد . پس لزوم آن مادامى است كه آن عقد بر حال خود باشد . پس هر گاه در أول سفر بر هم زنند عقد را ، شرط هم بر هم مىخورد . وهر گاه بين سفر فسخ كند به مقدارى كه از سفر مانده لزوم شرط زايل
هامش
1 : توضيح : نظر به اين كه صورت دوم وسوم در حكم مساوى هستند لذا سه صورت را دو صورت مىنامد .