تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
أجرة المثل باز در ملكيت غاصب باقي است . واجرت المثل به قدر الحصة آنها در ذمه أو باقي است . پس اجازه اين بيع شركا ، نسبت به غاصب بايد ملاحظه شود . چون به مال أو خريده شده بدون اطلاع أو . پس مىگوئيم كه : اين شركا اخذ اجرت المثل را از غاصب اجازه مىكنند يا نه ؟ - ؟ . وبر فرضى كه اجازه كنند يا اين است كه بيع ثاني را بعد از اطلاع به حقيقت حال اجازه مىكنند ( يعنى راضى مىشوند كه ملك در عوض آن اجرت المثل ماخوذه باشد ) يا نمىكنند . ودر هر دو صورت بيع باطل مىشود . زيرا كه در صورت أول ( تحصيل حاصل ) لازم مىآيد . به سبب اين كه حصول بيعى كه به سبب اجازه منشأ نقل ملك مىشود به شركاء ، همان در حالي واقع است كه آن ملك مال شركا هست ( 1 ) . ودر صورت ثاني كه بطلان واضح است . اينها همه با قطع نظر از آن است كه مفروض اين است كه شركا در حين بيع ، ملك خود را در يد غاصب مىدانند ومقدور التسليم نمىدانند ، بلكه غير مقدور التسليم مىدانند . هر چند در نفس الامر مقدور التسليم است . واين خالى از اشكال نيست كه آيا شرط صحت بيع قدرت تسليم در نفس الامر است يا بايد در نظر متبايعين مقدور التسليم باشد ؟ - ؟ . واظهر ثاني است . پس اين هم راهى است از براي بطلان .
كتاب الشركة من المجلد الثالث : 128 : سوال : مسكنى مشترك مىباشد ميان چند نفر . ويكى از آنها فوت مىشود ومنتقل مىشود به أولاد صغار أو . آيا شركا مىتوانند تصرف نمايند نظر به شركتى كه دارند يا نه ؟ - ؟ . جواب : بدون اذن ولى صغير تصرف شركا جايز نيست .
129 : سوال : خانه [ اى ] مشترك است في ما بين چند نفر وبعضي از آنها غايب . وحاضر محتاج به سكنى . آيا حاضر محتاج مىتواند در خانه ساكن شود بالاشاعه ؟ يا نه بلكه
هامش
1 : اين فتوى با مختار مصنف ( ره ) در بيع فضولي - در صورت تعاقب أيدي در فضولي - سازگار نيست . رجوع كنيد به مسأله مشروح بيع فضولي در أواخر جلد دوم همين كتاب . 2 : اين سوال وجواب آن تحت شماره 121 گذشت ودر اينجا كه آغاز دفتر سوم بوده تكرار شده است . براي حفظ امانت حذف نگرديد .