تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
عوض را به آن مسافر برساند . پس هر گاه از باب صورت أول باشد ودر حين تفريق محاسبه حقوق را صلح كرده باشند ، صلح صحيح است ومتذكر نبودن امر نفقه مضر به صحت صلح نيست . زيرا كه مفروض اين است كه در اين صورت از باب نفقه حقي ندارد كه صلح كند يا نكند . وعموم ( صلح حقوق ) برجا است ولازم است . وهر گاه از باب صورت ثانيه باشد ، دعوى مسموعه است . ولكن اظهر اين است كه قول مدعى صحت صلح مقدم باشد با يمين . چون عدم تذكر وفراموشى خلاف ظاهر وخلاف أصل است . وظاهر ( عموم حقوق ) بر حال خود است . پس سخن مدعى صحت موافق أصل وظاهر و [ نيز موافق ] أصل برائت واصالت حمل فعل مسلم بر صحت است .
127 : سوال : چند نفر در ملكي شريك بودند ، وآن ملك را شخصي غصب كرده . ويكى از شركا بدون اذن واطلاع باقي رفته وآن ملك را با اجرت المثل از آن غاصب گرفته . وشخصي را همين شريك كه ملك را گرفته نزد ساير شركا فرستاده كه آن ملك را به اسم خود از آن شرك بگيرد . واين شخص رافع رفته وبه اسم خود آن ملك را از ساير شركا گرفته به قيمت كمي ، به جهت آن كه مذكور ساخته آن شخص رافع كه ( از آن ملك چيزى عايد شما نمىشود به سبب اين كه در دست غاصب است پس فروختن بهتر است از براي شما هر چند به قيمت پستى بوده باشد ) . وباقي شركا هم به اين سبب آن ملك را به آن شخص فروخته‌اند . به قيمت كمي . والحال مطلع شده‌اند كه آن ملك در وقت بيع مغصوب نبوده وآن شريك تدليس كرده . آيا ساير شركا را مىرسد ( والحال هذه ) كه ادعاى غبن نمايند يا نه ؟ - ؟ . وديگر اين كه : اگر آن شريك آن ملك را از ساير [ شركا ] خريده باشد به همان پولى كه به عوض اجرت المثل از غاصب گرفته بدون اطلاع ساير شركا . آيا اين بيع صحيح است يا نه ؟ - ؟ . جواب : بعد از ثبوت مراتب مزبوره وتحقق شرايط غبن ، خيار فسخ به جهت غبن - بل كه خيار تدليس هم - از براي مالكان ثابت است . واما جواب از مسأله دوم : پس بدان كه آن اجرت المثل كه آن يك نفر گرفته به مجرد اخذ أو بدون توكيل واجازه ، به قدر الحصة ملك شركا نمىشود ، تا اين معنى را به نظر بياورند كه به پول خود [ شان ] ملك خود [ شان ] را فروخته [ اند ] تا [ به اين جهت ] باطل باشد . بلكه به قدر الحصة شركا از آن
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 257 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي