تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
يكى از آنها قرض كرده وبه مقتضاى شركت باطله و ( جمع المالى ) همه به مصرف رسانيده‌اند ، حكم آن از آنچه پيش گفتيم ظاهر مىشود . چون اين مال مختص آن بود كه قرض كرده بود وهمه صرف كردند . پس ديگران به قدر تصرف ضامنند . وهر گاه در أصل قرض يا شركت واختصاص آن اختلاف ونزاع كنند باز محتاج به مرافعه خواهد بود .
126 : سوال : هر گاه دو نفر شريك شوند وسرمايه را معين كنند ، وبنا بگذارند كه يكى سفر كند ومعامله كند وديگرى در حضر باشد . ودر ضمن عقد شرط كنند كه آن كه به سفر مىرود نفقه خود را از أصل مال بردارد . وآن مسافر نفقه را از مال خود صرف كرده باشد ، وپس از چند وقت طريق محاسبه نموده وحقوق را صلح كنند ، وآن مسافر متذكر امر نفقه نبوده وبعد از مصالحه بگويد : من متذكر نفقه نبودم در حين صلح وآن مبلغى مىشود ومن به اين صلح راضى نيستم . آيا مىتواند فسخ صلح كند وادعاى نفقه كند يا نه ؟ - ؟ . جواب : ظاهر اين است كه شرط در ضمن عقد شراكت صحيح باشد ومادامى كه عقد را فسخ نكرده‌اند عمل به مقتضاى آن لازم باشد . ودر اين صورت كه شرط نفقه از براي مسافر شده ومسافر انفاق نكرده از آن مال ، بايد ملاحظه گردد [ كه ] هر گاه شرط انفاق بر نهجى است كه در عقد مضاربه ثابت است بالذات ( على الأظهر ) هر چند شرط نشده باشد . يعنى اين كه چون اظهر اين است كه نفقه ثابته در عقد مضاربه از باب ارفاق ومواسات است مثل نفقه أقارب . نه از باب تمليك چون نفقه زوجه . كه از جمله ثمرات آن اين است كه هر گاه مضارب در سفر از آن مال انفاق نكرده باشد ، در حضر قضاى آن را نمىتواند كرد ومطالبه از صاحب مال نمىكند . پس هر گاه شرط انفاق از براي شريك مسافر بر نهج همان انفاقى است كه از براي مضارب بالذات ثابت است ، پس در صورت سوال حقي از براي آن شريك مسافر باقي نيست از اين باب ، كه صلح كند . پس خواه متذكر باشد وخواه نباشد صلح صحيح است . وهر گاه شرط انفاق بر نهج تمليك باشد كه شريك مسافر مستحق آن باشد در ذمه اين شريك ،