تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
وآنچه آن دو نفر برداشته‌اند وخرج عروسى كرده‌اند هر گاه بدون اذن ثالث است ، ضامن مال برادر هستند . كه اگر باقي مال تلف شود بايد حصه أو را از كيسه بدهند . وهمچنين هر گاه به اذن أو باشد لكن چنين اذني كه منوط به همين شركت أبدان فاسده باشد كه منظور اين باشد كه أو هم به قدر آنها بردارد . واما هر گاه تصرف به غير اين دو وجه باشد بلكه اذن تصرف داده ( كيف ما كان ) يعنى خواه أو هم عوض بردارد يا نه وخواه مال باقي بماند يا تلف شود ، پس آن در معنى اباحه تصرف در مال است مطلقا ودر صورت تلف ديگر مطالبه نمىتواند كرد . اينها در وقتي است كه مقدار مال وكسب منافع هر يك معلوم باشد ومقدار تصرف واتلاف متصرفين معلوم باشد . وهر گاه مجهول باشد چاره به جز مصالحه نيست ، خواه در مال تلف شده وخواه در موجود . به هر حال ، چون اين عقد ( همبهرى ) و ( جمع المالى ) كه آن را ( شركت أبدان ) مىگويند - كه بناى آن بر اين است كه هر يك هر چه پيدا كنند با هم شريك باشند ، بلكه هر چه أموال سابقه هم داشته باشند هم در آن شريك وسهيم باشند ، بلكه بعضي افراط مىكنند وعلاوة بر اين قرار مىدهند كه هر چه به هر يك عايد شود از باب هبه يا ميراث يا غيره در آن هم شريك باشند ، بلكه از اين بالاتر كه هر چند يكى پنج تومان كسب كند وديگرى هزار تومان باز مساوى باشند - اين باطل است . وهر كس مالك مال خود است از أعيان ، ومالك منافع خود است از كسب . وگاه است براي يكى هيچ نمىماند وبراي ديگرى هزار تومان مىماند . پس باقيمانده را بر نهج مالكيت وكسب قسمت مىكنند ، وتلف شده كه مبنى بر همين عقد است - نه بر اباحه محضه - موافق حصه متلف محسوب مىدارند ، ودر مجهول الحال صلح مىكنند . ودر صورت دعوى كه يكى ادعاى مساواة كند در كسب ومداخل ، وديگرى انكار كند ، محتاج به مرافعه وبينه ويمين است . وآن بدون حضور طرفين در نزد حاكم شرع صورت نمىپذيرد . واما قرضى كه دارند : پس آن در ذمه كسى است كه قرض كرده . مگر اين كه به اذن ديگرى براي أو هم قرض كرده باشد . واگر