آن سه نفر ديگر در ارث پدر ( جمع المال ) شدهاند ومدت چند سال با هم بودهاند ودر
اين مدت نيز با هم كار كردهاند وقدرى املاك وباغات را نيز
با هم خريدهاند . ودو نفر از ايشان در اين ميانه -
از كار كردن هر سه با هم واز نفع املاك ارثى واملاك ابتياعى - اخراجات عروسى خود
را از ميانه برداشتهاند ومتأهل شدهاند . والحال نيز آن دو نفر ديگر اراده دارند كه يك
نفر را رد كنند وآن يك نفر مىگويد كه ( آنچه از اخراجات عروسى شده است من هم به
قدر يك نفر بايد از اخراجات عروسى بردارم ، وآنچه املاكاتى را واجناسى را كه در
اين چند سال با هم خريدهايم آن هم موافق يك رسدى خودم ، بايد وضع بكنيد . وبعد
آنچه هست موافق شرع تقسيم نمائيم ) . وايشان را سخن اين كه ( تو كارى نكرده [ اى ]
وآن چه پيدا شده است ونفع شده است وخريدهايم از خودمان خريدهايم ، رسد تو به غير از
بابت ارث پدرى به تو نمىرسد ) . ومطلب ديگر اين كه قدرى قرض هم دارند . آن دو نفر
مىگويند قرض را نيز به قدر رسد خود شريك باش وبده اما در املاكات ابتياعى رسد
ندارى به غير ارث پدرى . بينوا توجروا .
جواب : شركت أبدان باطل است . وأموال پدر به قدر الحصة هر يك مال أو است .
وهمچنين منافع متصله ومنفصله مثل پشم ومو وشير وولد حيوانات را هر يك به قدر
الحصة مستحقند . وهم چنين اجرت حيوان وخانه وزمين وغيرها . وهر گاه يكى از آنها
زرعى در آن املاك كرده ، زرع مال أو است وآنها به قدر الحصة مستحق اجرت المثلاند .
ودر مدتي كه با هم كار كردهاند هر كس هر كارى كرده منافع آن مال أو است ، واملاك
وباغاتى كه خريدهاند هر گاه همه با هم خريدهاند على السواء به ذمه ، مال همه است
على السواء ، خواه قيمت را از مال مشترك دادهاند يا مختص بعضي . وهر گاه به عين
خريدهاند پس اگر به عين مشترك ميان همه است على السواء ، مال همه است
على السواء . وهر گاه به عين مختص بعضي باشد پس هر گاه صاحب عين مختص اجازه
بيع كرده از براي آن ديگرى كه از مال آنها عوض بردارد ، باز مشتركاند على السواء .
ولكن صاحب مختص مستحقق مقدار حصه آنها است از قيمت كه از مال آنها بردارد .
وهم چنين در صورت أولى كه به ذمه خريده بودند واز مختص ، قيمت داده بودند .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: الميرزا القمي
ص٢٤٣