تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
98 - سؤال : في المصالحة التي تقطع النزاع يمكن خيار الغبن أم لا ؟ - ؟ . جواب : الظاهر ثبوته في الصلح وساير عقود المعاوضات كما صرح به جماعة من الأصحاب ، لدفع الضرر المنفى الذي هو العمدة في ذلك .
99 - سؤال : زينب در حال صحت يا مرض الموت ، قدر معينى از أموال خود كه زايد بر ثلث اموالش مىباشد مصالحه كند با زيد برادر خود به ثمن المثل . ودر ضمن العقد شرط كند كه قدرى از آن مالي كه داخل مصالحه است زيد به بكر بدهد بعد از وفات زينب . وتتمه را بعد از وفات أو به قيمت عادله مقوم كرد وقيمت آن را صرف صوم وصلاة وساير مبرات به تفصيل معين نمايد . ومنظور در اين عمل حيله به جهت فرار از عدم امضاى وصيت در زايد بر ثلث بدون اجازه ورثه ، بود . آيا چنين مصالحه [ اى ] صحيح است ؟ يا به جهت اشتمال بر شرط اعطاء قدرى از آن مال به بكر ، فاسد است ؟ وبر تقدير صحت آيا موقوف است بر اجازه ورثه به جهت اشتمال بر شرط صرف قيمت به مبرات يا نه ؟ - ؟ . وعلى تقدير عدم التوقف أو التوقف مع الإجازة ، آيا هر گاه آن قدر مالي كه شرط شده كه به بكر داده شود ( ذو افراد ) باشد ، مثل آن كه چند دست رختخواب داشته وچند من مس داشته وگفته يك دست رختخواب ودو من مس وتعيين عين نكرده باشد ، چه بايد كرد ؟ . وبر تقدير فساد مصالحه مزبوره آيا راجع به وصيت مىشود ( ودر مقدار ثلث ممضى است ) ؟ يا نه ؟ . وچنان كه در مرض [ موت ] وصيت نموده كه نعش مرا به نجف اشرف از جمله قيمت آن تتمه بفرستيد ، چه بايد كرد ؟ . جواب : ولا يحيق المكر السيئى الا باهله . ظاهر اين است كه اين شرط مخالف مقتضاى عقد است . زيرا كه مقتضاى عقد سلطنت مالك است بر ملك خودش . واز باب شرط بيع مشترى به بايع هم نيست كه لا أقل مشترى مالك قيمت آن مىشود . بلكه شرط اخراج مالك است ملك خود را از تملك خود مجانا . واز باب شرط عتق عبد هم نيست ، زيرا كه در اينجا نيز عوض از براي مشترى هست كه مقصود مىتواند بود كه آن محض ثواب باشد يا اداى حقي از حقوق الهى مثل كفاره واجبه وأمثال آن . خصوصا در وقتي كه مشترى چند كنيز مىخواهد بخرد بعضي را از براي خدمت وبعضىها را از
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 201 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي