تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
حاشية . مگر آن كه به قراين از براي حاكم شرع علم به مضمون آن حاصل شود وآن بسيار بعيد است . خصوصا در صورت سؤال كه كمال اجمال دارد ، وبسيار نامربوط است . پس بايد أصل مسأله را از خارج معلوم كرد وبه مقتضاى آن عمل كرد . پس مىگوئيم كه : هر گاه به ثبوت برسد كه آن ملك را صلح كرده به جماعتى از أولاد خود از صغار وكبار وصيغه مصالحه - اصالتا وولايتا - جارى شده . در اين صورت عقد مصالحه از عقود لازمه است . وديگر آن طفل كه در رحم است به هيچ وجه با آنها شريك نمىتواند شد . وهر گاه صيغه جارى نشده وهنوز ملك در ملكيت مصالح باقي است والحال كه اثر حمل ظاهر شد ، صيغه مصالحه را با همان أولاد اصالتا وولايتا وبا اين حمل هم ولايتا جارى مىكند ، باز صلح نسبت به حمل صحيح نيست ، چون حمل قابل تملك نيست . واين كه در بعض صور ممكن است از براي أو تملك - مثل وصيت وميراث - به دليل خارج است ، وآن هم مشروط است به اين كه آن حمل زنده متولد شود . پس ملكيت أو در اين صورت هم ملكيت متزلزل است ، ومراعى است تا وقت ولايت . ودر كلمات علما در ( كتاب اقرار ) تصريح است به اين كه هر گاه كسى اقرار كند به چيزى از براي حمل ، سه صورت دارد : يكى آن كه اقرار كند با ذكر سبب تملكى كه شرعا مجوز تملك هست - مثل آن كه بگويد كه اين مال از حمل است كه به ميراث به أو رسيده ، يا از براي أو وصيت شده - دوم اين كه با ذكر سببي باشد كه شرعا مجوز تملك نباشد مثل اين كه بگويد كه به سبب اين كه جنايتي به أو رسيده ومستحق غرامت آن شده ، يا معامله [ اى ] براي آن شده كه مال أو شده . وسوم آن كه مطلق اقرار كند وذكر سبب نكند . در صورت أولى بي اشكال اقرار صحيح است ، ولكن بايد منتظر ولادت أو حيا بود . پس اگر حيا متولد شد به أو منتقل مىشود . والا ، فلا . ودر صورت دوم خلاف كرده‌اند ، وأكثر صحيح دانسته‌اند . چون [ با ] أول كلام ، اقرار تمام است ، ومنزل مىشود بر وجه صحيح كه يكى از آن دو صورت باشد ( كه وصيت وميراث است ) و [ به منزله ] ذكر سبب ملقى مىشود . ودر صورت سوم نيز اظهر حمل بر وجه صحيح است . پس از اينجا معلوم