تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
حين مصالحه ابراء ذمه كرده باشند به طيب خاطر هر چند بر باطل گرفته شده باشد .
84 : سئوال : چه مىفرمايند در خصوص اين كه صلح مهرى واقع بشود به وجه معينى . مشروط به طلاق وعدم رجوع ، نمايد . مىتواند يا نه - بعد از جارى شدن صيغه طلاق وقبل از انقضاى عده ؟ - ؟ . وديگر بفرمايند كه شرط ما بين ايجاب وقبول هر گاه اتفاق نيفتد وقبل از ايجاب وقبول باشد ، وبعد از ايجاب وقبول اعاده شرط نشده . آيا اين شرط لازم است يا نه ؟ - ؟ . جواب : نظر به شرط ، ظاهر اين است كه طلاق گفتن واجب مىشود . وهم چنين رجوع كردن حرام مىشود . ولكن هر گاه طلاق ندهد باز زوجه زوجه أو است . چون مقتضاى عقد نكاح دوام است . وازاله آن نمىشود الا به طلاق وأمثال آن . ومقتضاى طلاق رجعي صحت رجوع است ومترتب شدن ثمره رجوع به آن . وحرام بودن رجوع منافاة ندارد با ترتب ثمره رجوع كه عود زوجيت است . هر چند فعل حرام كرده باشد . ( 1 ) بلى در اين صورت زوجه به سبب رجوع زوج به أو مسلط مىشود بر فسخ مصالحه مهر وباز مهر خود را مىطلبد . ووجه مصالحه را رد مىكند . واگر نخواهد فسخ كند صلح بر حال خود باقي است . واما سئوال : از حال ذكر شرط قبل از عقد : پس اظهر اين است كه شرط اعتبار ندارد مگر اين كه ذكر شود ما بين ايجاب وقبول . واعاده آن بعد از ايجاب وقبول نفعي ندارد .
85 : سئوال : شخصي دو باب خانه داشته ويك باب را به كمترين فروخته ويك باب را جهت خود نگاه داشته در آن سكنى مىنموده . وممر ( راه روش ) خانه بايع از خانه مبتاعه به كمترين بوده . وهمان خانه مسكونه خود را بايع مزبور به شخصي كه همسايه آن بود در معرض بيع در آورده . كمترين به محض اطلاع [ از ] مبايعه ، اظهار حق الشفع خود را نموده‌ام . وبه علت اين كه مبادا كمترين بعد از وقوع مبايعه ، خانه بايع را به شفعه اخذ نمايم ، معامله را به صورت مصالحه نموده‌اند . آيا در چنين صورتي كه قصد
هامش
1 : روح فتواى ميرزا ( ره ) در اين مسأله با جريان استدلالي كه در مسأله 57 بيان كرد سازگار نيست .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 185 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي