تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
باشد وبعضي دين ) پس ظاهر اين است كه خلافي در عدم اشتراط آن نباشد - چنان كه از آخوند ملا احمد ( ره ) ظاهر مىشود .
60 : سوال : زينب به مواكلت ثابته بعضي از أولاد خود ، به ادعاى قيموميت از جانب صغير ، وفضولا از جانب بعض ديگر از أولاد خود ، ملكي را صلح كند با زيد در عوض صد دينار فلوس ويك من تبريز گندم . وضامن درك شود كه هر گاه صغير كبير شود ، يا غايب حاضر شود واجازه نكند ، از عهده بر آيد . آيا اين مصالحه صحيح است يا فاسد ؟ - ؟ . واين ضمان صحيح است يا نه ؟ - ؟ . ودعوى غبن در اين مرحله جايز است يا نه ؟ - ؟ . جواب : آنچه را به عنوان فضولي مصالحه كرده لزومى ندارد . ومالك قادر بر فسخ است وزيد مصالح له در آن تصرف نمىتواند كرد ومالك مسلط است بر فسخ در حين حضور . وبه تصرف دادن ملك به مجرد همين صلح فضولي ، حرام است وغصب است . واما ضمان مسماة زينب در آن مادة پس ظاهر اين است كه صحيح است ، چون غاصب است ومشغول الذمة است . پس هر گاه عجزي از استرداد عين براي مالك حاصل شود غرامت را از أو مىگيرد . وآنچه ( 1 ) به سبب قيمومت شرعيه باشد - از جهت مجتهد عادل يا بر نحوى از انحاء مجوزه شرعيه حسبتا كه تصرف صحيح باشد - پس آن صلح صحيح است وضمان صورتي ندارد . چون ( ضمان ما لم يجب ) است . بلى گاه باشد كه ضرورت داعى بر اين باشد . مثل اين كه صلاح صغير در اين باشد كه صلح شود ومصالح له راضى نشود الا به ضمان ، از خوف اين كه مبادا صغير كه كبير شود وادعا كند ، نتواند اثبات كند كه صلح بروجه صحيح است . كه از باب آن باشد كه كسى به غيرى در ميان كشتى بگويد ( متاع خود را بينداز در دريا من ضامنم ) كه در اين صورت ضمان هم صحيح است . به اين معنى كه
هامش
1 : ودر نسخه : به جاى ( وآنچه ) لفظ ( پس اگر ) آمده است ، بي ترديد يكى از نسخه برداران با توجه به بحث ضمان كه در جملات بعدى آمده گمان كرده است كه محور بحث عوض نشده ولذا با آوردن ( پس اگر ) ميان دو محور ايجاد پيوند كرده است . در حالي كه مراد از ضمان در محور بالا ( ضمان در مقابل مالك ) است ودر اين محور ( ضمان در مقابل مصالح ) مىباشد .