تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
حال زيد آب خود را از باغ عمرو كه استمرار داشت بيرون برده واز نهر وباغ خالد مىخواهد ببرد . آيا مىتواند زيد آب خود را از باغ عمرو بگرداند يا نه ؟ - ؟ . ديگر آن كه هر گاه زيد اختيار داشته باشد كه از باغ ونهر خالد آب خود را به باغ خود ببرد ، در ثاني آيا زيد مىتواند كه آب خود را از همان استمرار باغ عمرو به زمين خود بياورد كه زراعت كند ، يا نه ؟ - ؟ . وبعد از آن كه زيد آب خود را از نهر ديگر ببرد استمرار قديم موقوف مىشود يا نه ؟ - ؟ . در اين صورت زيد حقي دارد كه از آن استمرار قديم كه از باغ عمرو داشت در هر پانزده روزى يك دفعه به زراعت خود ببرد يا نه ؟ - ؟ . وعمرو را سخن اين است كه آب را كه زيد از جاى ديگر برد استمرار قديم موقوف شد وديگر نمىگذارم كه آب را از زمين من به زراعتش ببرد . بيان فرمايند . جواب : هر گاه عمرو مدعى اين باشد كه مرا حق انتفاعى از عبور آب تو در باغ من هست ومن متصرف اين حق‌ام ، ونمىگذارم كه تو اين حق را ضايع كنى . وزيد مىگويد كه آب مال من است واز هرجا خواهم مىبرم . ويد تصرف انتفاع عمرو در عبور آن آب ثابت باشد . اظهر تقديم قول عمرو است با يمين ، در صورتي كه بينه از براي زيد نباشد كه اين بر سبيل عارية بوده است يا بر سبيل عدوان . واما هر گاه عمرو علم به وجه استحقاق خود نداشته باشد مثل اين كه به اين نحو ميراث به أو رسيده است باغ ، كه اين آب در آنجا عبور مىكرده اما نمىداند كه به چه كيفيت بوده . در اينجا زيد هر گاه مدعى عارية يا عدوان باشد وشاهدي نباشد ، قول أو مقدم است با يمين . واما اين كه در ثاني زيد خواهد آب خود را از باغ عمرو ببرد وعمرو مانع شود . در اينجا نيز مىگوئيم كه اگر زيد مدعى اين است كه مرا در باغ تو حق العبور آب من هست ومن متصرف اين حق بودم واين كه چند روزى كه از راه ديگر برده‌ام منشأ سقوط حق من نمىشود . وعمرو منكر استحقاق أو باشد وبينه هم در ميان نباشد . اظهر تقديم قول زيد است با يمين . وهر گاه زيد مدعى استحقاق نباشد بلكه جاهل به وجه عبور باشد ، وهمين بر أو واضح است كه اين آب در اينجا هميشه عبور مىكرد . وعمرو مدعى عارية يا غصب باشد وبينه نباشد . قول عمرو مقدم است با يمين . وهر گاه هيچ يك عالم به
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 160 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي