كيفيت استحقاق نباشند هيچ يك مانع ديگرى نمىتوانند شد ، به طريق مستمره عمل
مىكنند . وتعطيل طريقه مستمره بدون وجه لازمى ، منشأ سقوط اثر آن نمىشود ، مگر
آن كه تفاوتى در كيفيت به عمل آيد ، مثل اين كه قبل از اين آنچه مستمر بود ، آن بود كه
به باغ برود والحال به زرع مىرود ودر آن تفاوتى حاصل شود .
63 : سؤال : شخصي طاحونه دارد . وآب أهل آن قريه كه طاحونه در آن واقع
است آن طاحونه را مىگرداند ، واز طاحونه كه بيرون مىرود ملاك آب أراضي خود را
به آن شرب مىكنند . ودر اين أوقات شخصي قطعه زمينى [ را ] كه واقع است در تحت
طاحونه خريده است با جميع آنچه در آن است . ودر آن زمين علامت طاحونه مخروبه
ديگر هست واستفاضه هم هست
كه در اين زمين طاحونه بوده ، ومشترى اين زمين همين طاحونه خراب را تعمير كرده
وبعد خروج آب از تحت طاحونه أول اين طاحونه را مىگرداند ، واز آنجا كه بيرون
مىرود همگى مالك [ ين ] آب ، أراضي خود را به آن شرب مىكنند ، وظاهرا مجراى آب
هم به همين نحو مستمر بوده ، ومعبرى ديگر هم از براي آب أهل قريه نبوده الا به اين
نحو .
الحال صاحبان طاحونه أول مانعند از اين كه اين طاحونه جديده به اين آب بگردد ،
وحال آن كه به هيچ نحو ضررى به طاحونه ايشان نمىرسد ، بلكه از راه لجاج ، يا اين كه
چون مردم به آنجا رفع حاجت مىكنند منافع اين طاحونه كم مىشود ، آيا مىتوانند
مانع شده يا نه ؟ - ؟ .
جواب : مالكان طاحونه أول از حيثيت اين كه مالك طاحونهاند به هيچ وجه مانع
طاحونه جديد نمىتوانند شد ، هر گاه ايشان را حقي در مجرائى كه تحت طاحونه ايشان
است وبه طاحونه جديده مىرود ، نباشد . واما هر گاه در آن مجرا حق ملكيت داشته
باشند ، يا در آب شريك باشند ، يا به سبب شركت يا استحقاق در مجراى فوق سخن
داشته باشند وبگويند كه نمىگذاريم كه طاحونه ثانيه به مجراى ما ، يا به آب ما
منتفع شود . پس دور نيست كه بعد از ثبوت اين كه در آنجا طاحونه قديمى بوده كه از اين