تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
مىگويد تو راه يك خانه بيشتر از من طلب ندارى . جواب : ظاهر اين است كه مانع از راه گذاشتن أو در ملك خود نمىتواند شد ولكن مىتواند كه مانع شود از ترددى كه زايد بر تردد يك خانه باشد . به اين معنى كه هر گاه خواهد در عمارت جدى كس ديگر را ساكن كند كه أو هم از همين راه تردد كند ، مىتواند مانع شود . چون أو استحقاق بيش از شارع همين يك خانه بر سبيل عرف وعادت ندارد . واما زياد شدن أولاد واتباع أهل همان خانه كه در عرف وعادت لازم اين كس است - كه در أول يك زن ويك مرد اند وبه تدريج ده نفر أولاد به هم مىرسد ، يا كنيز وغلام مىخرند ، يا مهمان به خانه أو مىآيد - پس آن مضر نيست .
55 : سئوال : زيد خانه وباغچه متصل به هم دارد ، ومعبر آن باغچه از ميان خانه زيد است وديگر راهى ندارد وأطراف باغچه ملك غير است . هر گاه زيد خانه را فروخت به غير ودر حال عقد طرفين ملتفت حال ممر ومدخل باغچه نشدند . آيا حق العبور از براي زيد باقي است در خانه ؟ يا مشترى مىتواند مانع شد ؟ . جواب : ظاهر اين است كه حق العبور باقي است . چنان كه عرف شاهد آن است . وحق العبور از اجزاء خانه نيست كه داخل مبيع باشد . ومنافاتى ما بين خروج عين از ملك وبقاى حق غير در آن ، نيست . چنان كه هر گاه ميزاب غير در آن خانه بريزد ، يا حق العبور آبى غير در آن خانه دارد فروختن خانه مستلزم سقوط آن حقوق نمىشود .
56 : سئوال : زيد وعمرو وبكر شريكند در چهار مزرعه كه يكى مسمى است به ( احمد آباد ) وديگرى به ( محمد آباد ) وديگرى به ( على آباد ) وديگرى به ( نصر آباد ) . وچون تعيين وقت وتعديل سهام وقسمت صعوبت داشت بنا را به مصالحه گذاردند به اين نحو كه صلح كرد بكر هر حقي كه در قريه احمد آباد وعلى آباد داشت با زيد وعمرو به هر حقي كه ايشان در قريه نصر آباد ومحمد آباد داشتند . وقريه نصر آباد ومحمد آباد را تسليم بكر كردند . ودر ضمن عقد مصالحه شرط كرد بكر با ايشان كه هر گاه قريه احمد آباد مستحق غير بر آيد شرعا يا عرفا ، صلح بر هم نخورد ولازم باشد به حال خود . واما اگر قريه على آباد مستحق غير بر آيد شرعا يا عرفا ، قريه محمد آباد رهن آن باشد به اين معنى كه تمام