تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
باقيمانده در برابر نقصان از اجرت . چنان كه در مسالك تصريح به آن كرده . وطريق در آنجا از آنچه پيش گفتيم ظاهر مىشود وفرق اين است كه در آنجا تقسيط نسبت به اجزاى زمان مىشد ودر اينجا نسبت به اجزاى عين مىشود ، پس ملاحظه مىكنيم أجرة المثل مجموع عين را واجرت المثل آن بعض تالف را وبه همان نسبتي كه ما بين اجرت المثل آن بعض است با اجرت المثل كل ، از اجرت مسمى وضع مىكنيم . واگر داده باشد استرداد مىكنيم . وصاحب مسالك بعد كلام سابق گفته است كه هر گاه چيزى از عين تلف نشده باشد لكن منفعت آن ناقص شده باشد ( مثل اين كه آب زمين يا آسيا كم شود ، يا حيواني كه اجاره كرده لنگ شود ، يا أجير مريض شود ) خيار فسخ از براي مستأجر ثابت مىشود . هر گاه اينها را دانستى بر مىگرديم بر سر أصل مسأله ومى گوئيم كه : ظاهر اين است كه عقد مصالحه نسبت به اين درخت خاص كه كنده شده در باقيمانده زمان باطل است ، وعمرو مختار است كه مصالحه را در تتمه باغ بر جا بگذارد ، وتفاوت اجرت را استرداد كند . يا فسخ كند مصالحه را . وزيد به قدر زمان گذشته از اجرت مسمى را نگاه مىدارد وتتمه را رد مىكند وطريق تقسيط همان است كه پيش گفتيم . ودر اينجا اشكال ديگر هست كه آيا در صورت اختيار مستأجر بقاى اجاره را در باقي أيام ، موجر را نيز خيارى مىباشد نظر به لزوم تبعض صفقه ، يا نه ؟ - ؟ . وهمچنين در مسأله صلح ، وهمچنين اين اشكال در مسأله بيع هم هست . چون فقها در مسايل خيار متعرض خيار مشترى به جهت تبعض صفقه شده‌اند واز حال بايع ساكت‌اند . وگويا اين نظر به غلبه باشد . چون غالب اين است كه بايع عالم به حال مبيع است وعيب مبيع ومستحق غير بودن آن ، بيشتر است . والا دليلي كه موجب تبعض صفقه است در جانب بايع هم جارى مىشود . چنان كه اشاره به اين شده در مسالك وشرح لمعه در مسأله بيع صرف وبيع درهم به درهم در صورتي كه مخالف جنس ظاهر شود . مثل اين كه مس بودن يا سرب بودن .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 147 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي