سئوال است - كه وجه مصالحه چهار تومان با نفقه پنج سأله است ، وخدمت صغير در
مدت معلومه شرط ضمن العقد است . پس اگر مدعى عليه از صغير استيفاى عمل پنج
سال را مىكند ( ببدله ) يا ( بأجرته ) ، خود غرامت نفقه پنج سأله را مىكشد .
ومىخواهد مصالحه را فسخ مىكند وهر يك بر سر حق سابق مىروند .
50 : سئوال : هر گاه مال ضعيفه در دست برادرش باشد وأو متوفى گردد . وبعد فوته
كه ضعيفه مطالبه مال از ورثه أو بكند صلح نامه ابراز كنند وادعا كنند كه ضعيفه أموال
خود را به برادرش كه مورث ايشان باشد صلح نموده است . وضعيفه مزبوره را سخن
اين كه : من از اين مصالحه مطلقا اطلاعى ندارم . لكن قدرت بر هم زدن صلح نامه را ( نظر
به اين كه مهر بعضي اشخاص را دارند ) نداشته باشد . آيا در اين صورت مىتواند از باب
تقاص دعوى غبن بكند ؟ ودعوى غبن در مصالحه جارى مىشود يا نه ؟ - ؟ .
جواب : بلى اظهر اين است كه خيار غبن در مصالحه هم ثابت است ، چنان كه در بيع
ثابت است . واما جواب مسأله أولى پس اين است كه هر چند در واقع مصالحه واقع نشده
( بنا بر فرض سئوال ) كه ضعيفه دعوى غبن آن را بكند ، لكن ظاهر اين است كه از باب
( توصل به حق ) وتقاص حق خود ، بر فرض تسليم ومماشات معترف به صلح شود
ودعوى غبن بكند ، جايز باشد . لكن مقارن اراده اين اعتراف وادعا شاهد بگيرد بر اين كه
اعتراف من به صلح بعد انكار ، مبتنى بر آن است كه به قدر مقدور استيفاى حق خود
كرده باشم . تا انكه هر گاه من بعد قادر شود بر استيفاى حق خود ، اين اعتراف أو مبطل
دعواي أو نباشد . والله العالم .
51 : سوال : هر گاه برادرى حصه ارثيه همشيرهاش را متصرف بود ، ودر دادن به
همشيره مماطله مىنموده تا اين كه فوت شده . بعد وفاته ورثه أو صلحنامچه ابراز نموده
كه همشيره حصه ارثيهاش را به برادر خود صلح نموده ، ودر آن صلحنامچه بعضي از
علما به شهادت معدودى از شهود غير عدول تحقق وثبت نوشتهاند . وشهود أصل الحال
از شهادت خود رجوع نمودهاند . وهمشيره منكر مصالحه است . آيا در اين صورت آن
تحقق وثبت بعضي از علما اعتبار دارد يا نه ؟ - ؟ . ودر صورت عدم اعتبار آيا ضعيفه