تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
را ، به شرط آن كه صغير مذكور در مدت مذكوره در دكان آن شخص شاگردى نمايد . ومبلغ چهار تومان را بازيافت نموده . ومدت پنج سال كه تعهد كفالت نمود صغير مذكور أطاعت ووفاء به شرطي كه شاگردى باشد ننموده واز دكان آن شخص بيرون رفته . حال كه كبير شده مطالبه وجه اخراجات أيام كفالت را مىنمايد . جواب : تحقيق در اين مسأله موقوف است به بيان چند مقدمه : أول : اين كه جايز است از براي قيم شرعي صغير ، أجير كردن صغير از براي مصلحت أو . دوم : اين كه تفريط صغير واتلاف حق غير منشأ ضمان أو مىشود در مال خود يا نه ؟ - ؟ . سوم : در تحرير گفته است - در كتاب اجاره - ( لو استأجره بطعامه وشرابه وكسوته ، أو با حد هما لم يجز . سواء كان ضئرا أو غيرها ( 1 ) . ولو عين الطعام والشراب والكسوة بما يرفع الجهالة ، جاز . بشرط تعيين وقت الدفع . ولو استأجره بعوض وشرط الاطعام والكسوة عليه ، ففي الجواز نظر ) . ومختار أو مقتضاى أصول وقواعد است . چهارم : آن كه جبر خاص ، يعنى آن كه شرط كرده است كه به خودى خود در مدت معينى عملي را بكند ، هر گاه در آن مدت عمل را به جا نياورد ، مستأجر مخير است ما بين اين كه اجرت المثل را بگيرد يا فسخ كند . چنان كه از كلام شهيد ثاني ( ره ) در شرح لمعه مستفاد مىشود ، وموافق قواعد وأصول است . ومقتضاى قول شيخ بطلان وانفساخ اجاره است . چنان كه هر گاه بايع مبيع را تلف كند قبل از قبض . پنجم : اظهر اين است كه شرط فاسد در ضمن عقد ، منشأ فساد است . واما شرط صحيح پس اگر به عمل آمد پس در آن اشكالى نيست . وهر گاه به عمل نيامد مشروط له مسلط است بر فسخ . مگر در بعضي مسائل نكاح . وخلاف كرده‌اند در وجوب عمل به شرط
هامش
1 : ضئر - با كسر أول وسكون دوم - : مادر خوانده ، ونيز به معناى ( فرزند خوانده ) . در أصل به شتر وگوسفندى گفته مىشد كه بچه ديگرى را بپذيرد ونسبت به آن عاطفه نشان دهد . گاهى صاحب دام در مورد دامى كه بچه‌اش مرده با اعمال برنامه خاصي بچه دام ديگر را به عنوان بچه أو به حسابش مىگذارد . اين كلمه در اصطلاح به شخصي كه كودكى را بر أساس عواطف ( نه بر أساس محاسبات اقتصادى ) در داخل زندگى وخانواده خود بپذيرد ، گفته مىشود .