تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پنج سال مى تواند مدعى عليه تقاص حق خود را از اجرت بكند وفاضل را بدهد ، واگر كسر دارد ، از صغير صاحب طلب خواهد بود . وهر گاه عقد مصالحه بر همان چهار تومان واقع شده ودر ضمن آن عقد مصالحه ، شرط عقد اجاره شده واجاره صغير را ، ولى در عوض نفقه پنج سال قرار داده ، - هر چند صلح به شرط اجاره صحيح است ولكن - بايد تفصيل داد كه هر گاه نفقه را تعيين كرده به قدر ووصف ، اجاره كه شرط ضمن العقد است صحيح خواهد بود . وجواز جهالت در صلح نفعي به تصحيح عقد اجاره ندارد . وچون ( 1 ) شرط در معنى جزء أحد عوضين عقد مصالحه است ، پس در صورت بطلان اجاره به جهالت مقدار نفقه ، شرط باطل وعقد مصالحه هم باطل خواهد بود . ودر صورت صحت اجاره مصالحه هم صحيح است ، ولكن مستأجر مخير است ما بين فسخ اجاره واخذ اجرت المثل از صغير . ودر صورت فسخ اجاره ، شرط متقدم مىشود وبه انعدام شرط ، خيار فسخ در أصل مصالحه هم حاصل مىشود باز براي مدعى عليه مستأجر . چنان كه مقتضاى ( خيار اشتراط ) آن است . وبنابر قول شيخ - به انفساخ عقد اجاره به سبب تخلف أجير خاص از عمل در وقت معين - كه امر اظهر است . وهر گاه قسم ثالثى باشد كه عقد مصالحه باشد ودو شرط در ضمن العقد ، يكى عمل كردن صغير از براي مدعى عليه . ودوم نفقه به مقدار پنج سأله دادن مدعى عليه به صغير ، كه عقد اجاره در ميان نباشد . در اينجا رجوع به قاعده ( انتفاء الشرط الصحيح ) بايد كرد . واظهر در نزد حقير اين است كه هر گاه مشروط عليه ، مشروط را به عمل نياورد ، مشروط له مسلط است بر فسخ ، چنان كه قاعده ( خيار اشتراط ) است . پس هر كدام كه قبول دارند شرط را وفا مىكند ولكن مىگويد كه تو وفا كن با شرط تا من وفا كنم ، خيار از براي أو ثابت مىشود . وآن ديگرى كه مىگويد كه تو وفا كن اما من وفا نمىكنم . در اين صورت به ترك وفاى خصم خيارى براي أو نخواهد بود . واز آنچه گفته شد ظاهر مىشود حال احتمال رابع - كه اظهر احتمالات صورت
هامش
1 : ودر نسخه : وهر چند .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 142 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي