حاصل كلام آخوند ملا احمد است .
وعلامه ( ره ) در تحرير گفته است كه هر گاه عوض محتاج تسليم نيست وراهى به
معرفت آن نيست - مثل دو نفر كه نزاع در ميراث مجهول القدري داشته باشند ، يا در حقوق
قديمه ، يا عين مالي كه هيچ يك نمىدانند كه حق أو چه چيز است - در اينجا جايز است
صلح از طرفين . وهر گاه چيزى است كه محتاج است به تسليم ، واجب است كه معلوم باشد .
ومثل همين عبارت [ را ] در تذكره گفته است . ودر مسأله قبل از اين باز در تذكره گفته
است كه هر گاه شاخههاى درخت كسى داخل هواي زمين همسايه أو بشود پس هر گاه صلح
كند با همسايه كه شاخهها در هواي أو باشد به وجه مصالحه معينى ، صلح صحيح است . خواه
شاخهها تر باشند يا خشك . به جهت آن كه جهالت در ( مصالح عنه ) مانع صحت نيست ، به
جهت آن كه جهالت مانع از تسليم نيست . بخلاف عوض كه آن محتاج است به علم . به علت
اين كه واجب است تسليم آن .
ومراد أو از جهالت مصالح عنه در اينجا اين است كه شاخههاى تر نشو ونما ، مىكند .
وگاه است زيادتر هوا را احاطه مىكند ومقدار آن معلوم نيست . وهم چنين بقاى آن معلوم
نيست . ومؤيد اين است كه جهالت در سكناى خانه نسبت به زياد شدن أولاد ومهمان وغير
آن ، مضر نيست . وبعد از آن در تذكره گفته است كه هر گاه صلح كند بر اين كه آن
شاخههاى درخت در هواي همسايه باشد به جزء معلومى از ميوه آن - مثل ثلث يا ربع آن -
جايز نيست . وآن را از شافعي وأكثر عامه نقل كرده . به جهت آن كه عوض مجهول است واز
شر صلح معلوم بودن عوض است . ومصالح عنه هم مجهول است . به جهت آن كه متغير
مىشود به زياد شدن وكم شدن . وبعد از آن گفته است كه بلى هر گاه هر يك حق خود را
مباح كنند براي ديگرى ، جايز است ، به دو لزوم . همچنانكه هر گاه در اجاره بگويد ( كه من
به خانه تو بنشينم وتو به خانه من بنشينى ) بدون ذكر مدت .
ولكن از كلام شهيد در دروس مستفاد مىشود كه شرط است در صحت مصالحه
بر باقي گذاشتن شاخه وريشه در هوا وزمين همسايه ، تعيين مدت ، ورجوع به أهل خبره در
اين كه شاخه وريشه تا چه حد خواهد رسيد . تا تقدير زيادتى بكند . يعنى تقدير كند وفرض
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: الميرزا القمي
ص١١٧