نظر قول به ثبوت أجرة المثل است مطلقا ، ودليل آن اين است كه عمل غير محرم است
ومحترم است كه مأذون فيه . بل مطلوب ومأمور به است . پس مستحق اجرت مىشود ،
چون مفروض اين است كه تبرعا نكرده ، وهر گاه قايل به اجرت نشويم لازم مىآيد
اضرار ولى كه أوقات خود را بلا عوض صرف يتيم كند . خصوصا هر گاه شغل بسيار داشته
باشد ومستحق چيزى نباشد . واگر ترك عمل كند لازم مىآيد اضرار يتيم وضرر در
اسلام منفى است .
وحمل " معروف " در آية بر اين معنى أولى است از حمل آن بر نفقه وكفايت ،
چون در اين جهالت است . وگاه است كه عمل مساوى نفقه وكفايت ولى ، نباشد .
ومعايب بسيار بر آن وارد مىآيد .
وخصوص 1 روايت هشام بن حكم كه در تهذيب روايت شده - وظاهر آن صحت است
چون در سند آن كسى نيست كه در آن تأملى باشد به غير " علي بن سندى " وظاهر اين است كه
أو علي بن إسماعيل بن عيسى بن فرج سندى ( يا : سرى " باشد . چنان كه أستاذ ما ( ره ) رد
" تعليقهء رجال " تحقيق كرده وأو ثقة است . وهمچنين ظاهر منقول از ذخيرة اين است
كه " حسن كالصحيح " باشد 2 " قال سئلت أبا عبد الله - ع - في من تولى مال اليتيم ، ما له ان
هامش
1 : عطف است به " عمل غير محرم است ومحترم . . . " يعنى دليل قول به " ثبوت أجرة المثل " غير محرم بودن
ومحترم بودن عمل وخصوص روايت هشام است .
2 : علي بن السرى كرخى از أصحاب امام صادق ( ع ) مىباشد وتوثيق شده است مشروط بر اينكه در سند روايت به
لفظ " كرخى " تصريح شده باشد . زيرا دو شخص ديگر به نام " علي بن سرى كوفي "
و " علي بن سرى عبدي كوفي " هستند كه مجهول مىباشند وممكن است افراد ناشناختهاى باشند وممكن است
مراد از هر سه عنوان ، يك شخصيت واحد باشد . وعلي بن سندى از أصحاب امام رضا ( ع ) است كه خالى از توثيق
نيست . ونظر به اينكه روايت از امام صادق ( ع ) است پس شخصيت مورد نظر يا " ابن سندى " است وربطى به
ابن سرى كرخى ندارد كه در اين صورت كاملا مجهول مىباشد . واگر أو همان ابن سرى كرخى است
در اين صورت موثق مىشود با دو شرط بالا كه هيچكدام از آن دو مسلم نيست . وعلاوة بر اين ، خيلى بعيد است
كه يك فرد هم از أصحاب امام صادق باشد وهم آنقدر عمر كند كه از جمله أصحاب امام رضا هم باشد .
واگر فرض شود كه اين " على ابن سندى ، سرى " غير از سرى فوق است در اين صورت آن توثيقى كه ( تنها توسط
نصر بن الصباح ) از وى شده كمي دچار ترديد مىگردد زيرا متون رجال در عصر امام رضا ( ع ) چنين شخصي را
تحت عنوان " سرى " يا " ابن سرى " ياد نكردهاند . ليكن تحقيقى كه مرحوم ميرزا از آن ياد مىكند كه توسط
مرحوم بهبهانى أستاذ أو انجام يافته ونيز مطلب ذخيرة در دسترس ما نيست تا چگونگى آن روشن شود . ودر
هر صورت بديهي است كه نمىتوان اين حديث را تحت عنوان " ظاهر آن صحت " است قرار داد وحتى دشوار
است كه " حسن كالصحيح " ناميده شود . اما پيام حديث با أصول مسلم عقلي وواقعيات عيني تأييد مىشود .