تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
وكلام صاحب مسالك أوضح واسلم است از كلام شيخ على 1 . چون راه منع در بطلان بيع آبق - در صورت استحقاق بعض ثمن - مسدود نيست . ولكن ظاهرا جوابي [ را ] كه [ أو ] از اشكال گفته مىتوان راجع كرد به آنچه در مسالك گفته . وحاصل آن اين است كه اين اخبار ، ظاهر آنها ، صورت مملوكيت ضميمه است از براي مولاي آبق . وما تعدى از [ ظهور ] آنها نمىكنيم . وبدان كه كلام فقها در اين مقام غير محرر است . وتحقيق وگفتن آن در نهايت اشكال است . زيرا كه أولا : در مقام ذكر ضميمه ، جمع كثيرى گفته‌اند كه بايد ضميمه ، چيزى باشد كه صحيح باشد بيع آن منفردا . يعنى مثل آبق ديگرى نباشد . يا مثل يك حبه گندم نباشد كه آن را مال نمىگويند . ودر بعضي عبارات ، تعميم داده‌اند در قلت وكثرت ، يعنى خواه ضميمه قليل باشد وخواه كثير . وثانيا : بعد از آنكه گفته‌اند كه بيع اين جايز نيست بدون ضميمه وجايز است با ضميمه . اشكال كرده‌اند كه آيا اين مختص بيع عبد آبق است كه ضميمه مجوز آن است ؟ يا شامل عبد " ضال " - يعنى گم شده بدون گريختن - و " مجحود " - يعنى غلامي را مىفروشد كه در نزد كسى است وأو دانسته انكار مىكند كه در نزد من نيست ويا اينكه در نزد من است وغلام بايع نيست - هم [ مىشود ] ؟ . وهمچنين اشكال كرده‌اند كه آيا حكم شتر گريخته وأسب گريخته ، مثل غلام گريخته است يا نه ؟ - ؟ وهمچنين گم شده ومجحود آنها . يعنى جايز نيست بيع آنها منفردا وجايز است با ضميمه - ؟ . ودر الحال مذكورات خلاف كرده‌اند . وبعضي در الحاق متمسك شده‌اند به اشتراك ، جميع در علت . وديگران در عدم الحاق ، به عدم تعدى از نص ، چون در آبق وارد شده . و [ به ] عموم دليل اشتراط قدرت بر تسليم . وبعضي جايز دانسته‌اند بيع مال 2 را بدون ضميمه . وبعضي غير اينها هم گفته‌اند . ووجه اشكال اين قاصر ، اين است كه دليلي كه در مسئله اشتراط قدرت بر تسليم گفته‌اند ، هم اجماعى است كه بر آن ادعا شده است ، وهم نص است در بعضي اقسام مثل عبد
هامش
1 : محقق ثاني شيخ علي بن العال الكركي . كه كلامش در بالا مورد بحث بود . 2 : ودر نسخه : مثل