تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
جواب : بيان اين مطلب موقوف است به ذكر چند مبحث : مبحث أول : اينكه از جملهء شرايط صحت بيع ، قدرت بر تسليم مبيع است . ودلالت مىكند بر آن اينكه بدون قدرت بر تسليم داخل غرر وسفاهت است . وجمع كثيرى هم دعوى اجماع ونفى خلاف كرده‌اند . وبخصوص عدم جواز بيع مرغ در هوا وما هي در آب وعبد آبق نيز دعواي اجماع كرده‌اند ( هر چند از علامه در تذكره ظاهر مىشود وجود قول به جواز بيع آبق بدون ضميمه ، بعد از آنكه خلاف آن را نسبت به مشهور داده . وآن قول مهجور است ، وقايل آن معلوم نيست ) واستثنا كرده‌اند بيع مرغى را كه عادت به عود دارد ، وما هي را كه در آب صاف ، باشد وراه آن مسدود باشد ، وآبقى را كه در دست مشترى باشد . پس ما أولا معنى مرغ در هوا وما هي در آب را بيان [ مى ] كنيم ، بعد از متعرض مىشويم از براي حكم در اعتبار عود ومحصور بودن ما هي . ظاهر اين است كه مراد از مرغ در هوا مثل اين باشد كه چند جفت كبوتر مىخرد ومىآورد به خانه كه عادت بدهد نگاه دارد ، هنوز عادت نداده مىپرند به هوا . اين است كه جايز نيست بيع آن به سبب عدم قدرت بر تسليم . واما مثل كبوتر مباحى كه آن را حيازت كرده وبه سبب حيازت مالك شده وعادت نداده به پريدن ، ومالك از آن اعراض كند - پس هر چند خلاف است كه آيا مجرد اعراض باعث خروج از ملك مىشود تا جايز باشد تملك آن از براي ديگرى به صيد ، يا نه . دور نيست ترجيح خروج از ملك . چنان كه در محل خود تحقيق آن كرده‌ايم - پس در اين صورت ، عدم صحت بيع از جهت عدم تملك است . نه مجرد تعذر تسليم . وهر گاه اعراض نكرده پس آن هم مثل آن است كه خريده . واز آنچه گفتيم معنى ما هي مملوك هم ظاهر مىشود . واما استثناى مرغى كه عادت به عود دارد ، پس در آن خلاف است . جمع كثيرى از علما تجويز آن را كرده‌اند ، بدليل عمومات كتاب وسنت . وعدم لزوم غرر وسفه . واين عادت به منزلهء قدرت بر تسليم حقيقي است . وآن به منزله غلامي است كه از پى حوائج رفته . و [ به منزلهء ] حيواني [ است ] كه به صحرا فرستاده‌اند براي چريدن . وعلامه در نهاية توقف كرده است . به جهت آنكه اعتمادي به عود آن نيست . چون عقلي ندارد . واز شيخ در مبسوط نقل مخالفت شده ، واينكه جايز نيست مگر در وقتي كه در