وراضى نكردهاند ، آيا اين قسمت ومبايعه صحيح است يا نه ؟ - ؟
جواب : قسمت بدون حضور جميع شركاء واذن آنها - يا وكيل يا ولى آنها - صحيح
نيست . پس مال در صورت سؤال ، بر اشاعه باقي است . واما بيعى كه احدى از آن برادرها
به ديگرى كرده ، در حصهء خودش از آن مال خاص نسبت به مجموع تركه ، صحيح است . ودر
حصهء همشيرهها وبرادر ديگر ، موقوف است به اجازه وامضاى آنها . پس اگر اجازه كردند ،
مشترى مالك مىشود . وآنها قيمت را از بايع مىگيرند هر گاه اجازهء قبض ثمن را هم كرده
باشند . والا از مشترى مىگيرند . مگر اينكه به عيني فروخته باشند وعين را تسليم بايع
كرده باشند ؟ كه در اين صورت مىتوانند از بايع مطالبه كنند ومىتوانند از مشترى . هر گاه
عين تلف شده باشد ، مثل يا قيمت آن را مىگيرند .
وحاصل اينكه : هر گاه قبض ثمن نشده ، رجوع به بايع نمىتوانند كرد . خواه ثمن عين
باشد يا دين . وهر گاه قبض حاصل شده ، پس مادامى كه اجازهء قبض ثمن نكردهاند ، مشترى
برئ الذمة نيست از حق مالك . ومىتواند از أو مطالبه كند ، نه از غاصب كه بايع است . مگر
اينكه ثمن عين باشد ، كه در اين وقت از هر يك از آنها مطالبه مىتوانند كرد . ودر صورت
تلف عين ، رجوع به مثل يا قيمت مىكنند . بلى ، هر گاه بايع فروخته باشد مال را به عوض
طلبي كه در ذمهء أو مشترى دارد ، در اين صورت اجازهء بيع مستلزم اجازهء قبض است .
پس مطالبه نمىتواند كرد ، الا از بايع .
175 - سوال : زيد پنج دانگ عمارت خود را قيمت نموده به مبلغ بيست تومان ، به
عوض وجه خمس كه در ذمه داشت به سيد جليل القدري فروخت . ودر ضمن العقد شرط
نمود كه مادامى كه خود زيد يا احدى از منسوبان أو ( ولو نازلا ) خواسته باشند در آن خانه
توطن نمايند مانع نشود ، وادعاى كرايه ننمايد .
آيا اين شرط صحيح است يا نه ؟ - ؟ واگر شرط فاسد باشد ، بيع صحيح است يا نه ؟ - ؟
وسيد مزبور در اين خانه حال مدت ده سال مىشود كه تصرف دارد وساكن مىباشد . ودر
اين مدت تخمينا سى تومان اخراجات نموده است . الان خانه هشتاد تومان ، بلكه بيشتر قابليت
به هم رسانيده ، وهر گاه شرط وبيع فاسد بشود اخراجات را سيد مىتواند گرفت يا نه ؟ - ؟ .