نزاع شود در صورت امكان جهل ، اظهر اين است كه هر گاه غابن مىگويد كه تو عالم بودى
به قيمت . ومغبون بگويد جاهل بودم . اظهر تقديم قول مغبون است با يمين . به جهت اصالة
عدم علم . خصوصا هر گاه عالم بودن اظهر نباشد كه باعث تعارض أصل وظاهر شود .
وهر گاه مغبون بگويد من جاهل بودم به قيمت . وغابن بگويد نمىدانم كه تو عالم بودى
يا جاهل . پس ظاهر اين است كه قول مغبون است با يمين . نه از راه اينكه منكر است ،
تا كسى ايراد كند كه أو مدعى است نه منكر . بلكه از جهت اينكه مدعى جهل است واثبات
حق به بينه ممكن نيست ، وخصم هم چون عالم به حال نيست قسم نمىتواند ياد كند . ونظر
به عموماتى كه وارد شده كه اخراج حقوق به چند امر است يكى از آنها يمين است . پس بايد
قسم بخورد تا مسلط بر فسخ شود .
وأحاديث مفصله كه فرمودهاند " البينة على المدعى واليمين على المدعى عليه " خالى
از اجمال نيست . وعبارت " على المنكر " كه در بعضي ديگر از اخبار هست مبين مدعى عليه
است . واين شخص جاهل را " منكر " نمىگويند . وبسيار دور نيست كه بگوئيم ضرورت داعى
بر يمين نيست . چون مسلمى سخنى مىگويد ومعارضي ندارد . چنان كه شهيد در قواعد
احتمال داده در صورتي كه زوجه مدعيهء تسميهء معينه در صداق باشد ، وزوج بگويد كه من
نمىدانم ، يا خاطرم نيست ، زوجه مستحق آن هست . چون مسلمى است بلا مزاحم ، وقول أو
محمول بر صدق است .
واما سوال از اينكه : اين چه معامله [ اى ] است . پس ظاهر اين است - نظر به صورت سوال كه
در آن ذكر شده كه انگور باغ را فروخته وصيغه جارى نشده - اين داخل معاطات است .
وچون معاطات عبارت است از دادن وگرفتن بدون صيغه ، پس آن اقسام بسيار مىتواند
داشت . وعمدهء كلام فقها در مسئلهء بيع است . وظاهر كلام ايشان اين است كه هر گاه همهء
أركان وشرايط بيع موجود است به غير صيغه ، آيا اين هم بيع است يا نه ( ؟ - ؟ ) وهر گاه بيع
باشد آيا صحيح است يا فاسد ( ؟ - ؟ ) وهر گاه صحيح باشد آيا مفيد محض اباحهء تصرف ، يا
مفيد ملك است ( ؟ - ؟ ) وبر فرض افاده ملك آيا ملكيت لازم است يا متزلزل است ( ؟ - ؟ )
وبر فرض افادهء اباحه يا ملكيت متزلزله آيا به تلف عينين ، يا أحدهما ، يا بعض كليهما لازم
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: الميرزا القمي
ص٣٦١