تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
واين مترتب بر آن است ، يا همين أول انشاء است . كافى است در شهادت . پس معلوم شد كه علم شهود به حصول ثمرى كه مترتب باشد بر انشاء از آن شخص ، كافى است وباعث علم به حصول نفس انشاء است . گو انشاء به همين ثمر حاصل شده باشد . وهمچنين است كلام در فسخ ، پس شهادت شهود به عنوان قطع بر اينكه صاحب خيار مطالبهء " مصالحه نامچه " مىكرده ، واز حال أو مىفهمند كه أو الحال هنوز در بين مدت خيار است ، ملك را از خود مىداند به سبب فسخى كه كرده ، پس بالفعل علم از براي آنها به حصول انشاء حاصل مىشود .
166 - سوال : زيد ملكي از عمرو ، خريد ودر آن جنس مدفونى يافت . آن مال زيد است يا عمرو ؟ - ؟ . جواب : بايد تعريف كند از براي عمرو كه بايع است . بلكه در مطلق مالك هم ، چنين است . مثل اينكه به غير بيع منتقل شده باشد به أو ، پس اگر بايع ( يا مطلق مالك ) گفت از من است ، به أو واگر گفت از من نيست . پس مال آن است كه يافته است آن را . ومطالبهء بينه هم از آن نمىكنند . چنان كه جمعى از أصحاب ذكر كرده‌اند بدون نقل خلافي . ودلالت مىكند بر آن حديث صحيح از محمد بن مسلم " عن أحدهما - ع - قال : سئلته عن الورق يوجد في الدار . فقال : ان كانت الدار معمورة فهي لأهلها ، وان كانت . خربة فأنت أحق بما وجدت " 1 . وصحيحهء ديگر [ أو ] " عن أبي جعفر - ع - قال : سئلته عن الدار يوجد فيها الورق . فقال : ان كانت معمورة ، فيها أهلها ، فهو لهم . وان كانت . خربة قد جلا عنها أهلها ، فالذي وجد المال أحق به . " 2 . وهر چند در آن دو حديث حكم شده كه به صاحب آن زمين بدهند ، بدون اينكه تعريف كند از براي أو بعد از ادعاى أو ملكيت را . ولكن ظاهرا خلافي ندارد . چنان كه از بعضي أصحاب ظاهر مىشود . ومؤيد آن است موثقهء إسحاق بن عمار - كالصحيح - " قال : سئلت أبا إبراهيم - عن رجل نزل في بعض بيوت مكة ، فوجد فيها نحوا من سبعين در هما
هامش
1 و 2 : وسائل : ج 17 ص 355 - 354 ، أبواب اللقطة ، باب 5 ح 2 و 1