گفتگوى آنها به خدمت اهالى شرع كشيده بالآخرة جمعى از مسلمين بناى صلح
گذاشته مبلغ چهار تومان از مشترى گرفته وتسليم دو صبيه نمودهاند . ويك صبيه ديگر
كه گفته كه " من نه دعوى دارم ونه صلح " أو هم فوت شده ، وچند مدت ملك وآب در
تصرف مشترى بوده .
در اين وقت وراث آن يك نفر صبيه ادعا مىنمايند كه والدهء ما صلح نكرده وحق أو
باقي است . آيا مشترى مىتواند به وراث بگويد كه شما قسم ياد نمائيد ( كه جدهء شما
محرم داشته وراه امن بوده كه أو را به كربلا نفرستادهام ، ثلث اخراجات راه كربلا را
بگيريد ) يا نه ؟ - ؟ وبيع مذكور صحيح است يا باطل ؟ - ؟ .
جواب : هر گاه در ضمن عقد بيع ، شرط نكرده است ( يعنى ما بين ايجاب وقبول )
پس اين شرط اعتبار ندارد . وآنچه در ما بين ايجاب وقبول شرط شود ، صحيح است ،
لكن صحت آن مشروط است به اينكه اين شرط خلاف مشروع نباشد ، وجهالت نداشته
باشد .
ودر اينجا شرط ، جهالت دارد از چند جهت : يكى اينكه : مقدار نفقه وكسوه
وزمان آن معين ، نيست كه در عوض ده تومان چه چيز بدهد براي نفقه وكسوه وتا چند
وقت بدهد .
دوم اينكه . خرجى راه كربلا هم معين نيست ودر سنوات وأوقات [ مختلف ]
مختلف مىشود .
سوم آنكه : أو را مشروط كرده به وجود محرم وامنينت راه ، ودر اينجا هر چند
جهالت ديگر هم متصور مىشود كه آن عدم تعيين زمان است كه تا چند وقت بايد به اين
شرط عمل كند . وآيا ما دام الحياة طرفين است كه هر وقت ميسر شد به عمل آورد يا نه
( ؟ - ؟ ) ومدت حيات هم معلوم نيست .
ولكن دفع اين را مىتوان كرد به اينكه به مجرد شرط در ضمن عقد ، لازم مىشود .
ومقتضاى اطلاق عقد وشرط ، اين است كه به مجرد عقد وشرط ، لازم مىشود حالا ، با
حصول آن دو شرط كه وجود محرم وامنيت راه باشد . هر گاه أحد هما بميرد قبل از
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: الميرزا القمي
ص٢٢٢