تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
ودور نيست كه عقد مصالحه هم در اينجا صحيح باشد . ولكن هر وقت بايع رد مثل ثمن ، وفسخ كرد ، ظاهر اين است كه مشترى زيادة بر ضمان ما قبل فسخ ، از وجه مصالحه مستحق نيست .
134 - سؤال : هر گاه زيد قطعه زمينى ابتياع كرده باشد از عمرو ، واين قطعه زمين در آب بكر باشد ، يعنى از آب بكر حق الشرب داشته باشد . وبر بكر لازم باشد شرعا كه آب را در أوقات معينه ترك كند . وزيد مرقوم ، آن قطعه زمين را خانه كرده باشد ، والحال چون احتياج به آن آب ندارد ، در مقام بيع آن آب بر آمده به خالد ، وبكر مدعى اين باشد كه آنچه حق تو است بر من شرب اين قطعه زمين است . لا غير . واگر اين آب را به خالد بفروشى من متضرر مىشوم . آيا بكر در اين صورت كه مدعى ضرر است ، تسلط بر منع زيد از بيع آب ، دارد يا نه زيد مىتواند آن آب را به خالد بفروشد - ؟ - ؟ . وآن آب بنيچهء متعارفى ، هم دارد . هر گاه نفروشد ، آن آب از براي آن ، فايده ندارد ، وبه اعتبار آن بنيچه 1 متضرر مىشود . آيا بر اين تقادير ، زيد تسلط دارد يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر گاه استحقاق زيد آن آب را ، به عنوان " ملك رقبه " است ( يعنى شريك است با بكر در آن مقدار از آب كه به قدر شرب آن زمين است ) ، بكر نمىتواند مانع بيع أو بشود . مگر اينكه به كسى بيع كند كه مستلزم تصرف در مال بكر باشد . مثل اينكه محتاج باشد به شق حافيهء نهر در فوق زمين زيد وبكر . به هر حال هر گاه به هيچ نحو منشأ تصرفى در مال بكر نمىشود در همان مجرا مىآيد تا داخل ملك خالد شود ، مانع أو نمىتواند شد . ودر صورت تضرر هم مانع بيع نمىتواند شد بلكه مانع اضرار مىتواند شد . پس أصل بيع صحيح است . مگر اينكه مانع خارجي به هم رسد ، مثل لزوم سفه وغرر ، هر گاه بي حاصل باشد در صورت منع از آن اضرار .
هامش
1 : بنيچه : با ضم أول : بن + ى + چه : مقرري : ماليات : ماليات ثابت . واز همين ريشه است اصطلاح " بنچاق " كه به نوعي سند ملك گفته مىشود : بنچه - بنچق - بنچاق